زن ایرانی در حال انجام ماموگرافی با همراهی کارشناس تصویربرداری برای غربالگری سرطان پستان

تاریخ انتشار:

۱۴۰۵-۰۵-۱۸

نویسنده:

تیم تحریریه

چرا ارزیابی خطر سرطان پستان باید پیش از ۵۰ سالگی آغاز شود؟

61

زمان مطالعه:

7

دقیقه

پژوهشی تازه از دانشگاه کمبریج نشان می‌دهد مسیر ارزیابی خطر سرطان پستان برای زنان زیر ۵۰ سال باید ملی، پیش‌فعال، عادلانه و مجهز به ابزارهای دیجیتال باشد.

سرفصل های نوشته

سرطان پستان دیگر موضوعی حاشیه‌ای در سلامت زنان ایران نیست. برآوردهای «رصدخانه جهانی سرطان» وابسته به آژانس بین‌المللی پژوهش درباره سرطان نشان می‌دهد در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۱ هزار و ۳۰۴ مورد تازه سرطان پستان در ایران رخ داده است. این بیماری با سهم ۲۸.۴ درصدی از موارد جدید سرطان در زنان، شایع‌ترین سرطان زنان کشور بوده است. نسل ریشه پیش‌تر نیز در گزارشی به روند افزایشی ابتلا به سرطان پستان در ایران و ضرورت افزایش آگاهی عمومی درباره این بیماری پرداخته است.

هم‌زمان، پژوهش‌های جهانی از افزایش سرطان پستان در سنین پایین‌تر خبر می‌دهند. مقاله‌ای که در ادامه می‌خوانید یادآوری می‌کند ۱۵ تا ۲۰ درصد موارد سرطان پستان در زنان زیر ۵۰ سال رخ می‌دهد و میزان بروز بیماری در این گروه سنی طی سه دهه گذشته در جهان ۴۰ درصد افزایش یافته است. چنین روندی نشان می‌دهد توجه به سرطان پستان نباید به سال‌های سالمندی یا زمان بروز نشانه‌ها موکول شود.

همین واقعیت‌ها نسل ریشه را بر آن داشته است که در کنار موضوعات زندگی پس از ۵۰ سالگی و سالمندی، بیش از گذشته به آگاهی درباره سرطان پستان، ارزیابی خطر و غربالگری بپردازد. شناخت خطر فردی در میانسالی می‌تواند به تصمیم‌گیری آگاهانه‌تر برای سال‌های بعد کمک کند.

این پژوهش را چه کسانی انجام داده‌اند؟

این مقاله با عنوان «مسیر ارزیابی خطر سرطان پستان در انگلستان؛ تحلیل سیستمی چالش‌های کنونی و راه‌های بهبود» در سال ۲۰۲۶ در مجله علمی British Journal of Cancer منتشر شده است.

پژوهش را دکتر ماریا والاساکی از گروه سلامت عمومی و مراقبت‌های اولیه دانشگاه کمبریج رهبری کرده و پژوهشگرانی از دانشگاه کمبریج و دانشگاه منچستر نیز در آن مشارکت داشته‌اند.

هدف این گروه، ترسیم مسیر ارزیابی و مدیریت خطر برای زنان زیر ۵۰ سال و بررسی موانع موجود، آمادگی نظام سلامت برای تغییر و راه‌های ایجاد مسیری عادلانه‌تر بود.

پژوهش چگونه انجام شد؟

پژوهشگران با ۲۹ متخصص سلامت و سیاست‌گذار از بخش‌های مختلف انگلستان مصاحبه کردند. شرکت‌کنندگان در مراحل مختلف ارزیابی خطر و غربالگری تجربه داشتند؛ از پزشکان و جراحان پستان گرفته تا رادیولوژیست‌ها، متخصصان ژنتیک و پرستاران کلینیک‌های سابقه خانوادگی.

مصاحبه‌ها از نوامبر ۲۰۲۴ تا ژانویه ۲۰۲۵ انجام شد. پس از تحلیل مصاحبه‌ها نیز ۲۴ نفر پرسشنامه تکمیلی پژوهش را پاسخ دادند. نتایج در دو محور اصلی خلاصه شد: گسستگی مسیر فعلی و نیاز به اصلاحات سیستمی.

مسیری که به آگاهی و پیگیری خود زنان وابسته است

براساس یافته‌های پژوهش، مسیر کنونی در انگلستان بیش از اندازه به این وابسته است که خود زنان درباره سابقه خانوادگی یا خطر سرطان پستان نگران شوند و موضوع را با پزشک مطرح کنند.

در نتیجه، زنانی که اطلاعات بیشتری دارند، از وضعیت مالی و آموزشی بهتری برخوردارند یا می‌توانند خواسته خود را آسان‌تر در نظام سلامت پیگیری کنند، شانس بیشتری برای دسترسی به ارزیابی خطر دارند.

شرکت‌کنندگان این مسیر را «تکه‌تکه»، «فرصت‌محور» و وابسته به محل زندگی توصیف کردند. ممکن است دو زن با سطح خطر مشابه، فقط به‌دلیل زندگی در دو منطقه متفاوت، به خدمات یکسان دسترسی نداشته باشند.

تفاوت در میزان آگاهی پزشکان، منابع محلی، معیارهای سنی و شیوه ارائه خدمات نیز این نابرابری را بیشتر می‌کند.

حرکت از واکنش دیرهنگام به ارزیابی پیش‌فعال

متخصصان بر ضرورت تغییر از یک نظام واکنشی به مسیری پیش‌فعال تأکید داشتند؛ مسیری که منتظر مراجعه زن نماند و امکان شناسایی افراد دارای خطر متوسط یا بالا را زودتر فراهم کند.

درباره بهترین زمان یا شیوه دعوت زنان توافق کامل وجود نداشت، اما همه موافق بودند که ارزیابی خطر باید در ۴۰ سالگی یا پیش از آن ارائه شود.

چکاپ‌های عمومی، مراجعه زنان دارای نشانه‌های پستان به مراکز تخصصی و ارتباط با گروه‌های محلی از مسیرهای پیشنهادی بودند. برای دسترسی عادلانه نمی‌توان تنها به یک روش دعوت تکیه کرد؛ زیرا گروه‌های کم‌برخوردار و افراد دارای موانع زبانی ممکن است همچنان از این مسیر کنار بمانند.

ارزیابی خطر می‌تواند به انتخاب زمان و شیوه مناسب پیگیری کمک کند، اما جای غربالگری را نمی‌گیرد. درباره زمان آغاز غربالگری نیز میان نهادهای سلامت اتفاق‌نظر کاملی وجود ندارد. در مطلب دیگری از نسل ریشه می‌توانید بخوانید که ماموگرافی را از چه سنی باید شروع کرد و چرا توصیه‌ها ممکن است براساس شرایط و سطح خطر هر فرد متفاوت باشند.

ابزارهای دیجیتال؛ ضروری اما نه به‌تنهایی کافی

یکی از محورهای مشترک مصاحبه‌ها، نیاز به ابزارهای دیجیتال انعطاف‌پذیر بود. یک مرکز ملی ارزیابی آنلاین می‌تواند ابزارهای استاندارد و به‌روز را در اختیار زنان قرار دهد، جمع‌آوری اطلاعات سابقه خانوادگی را آسان‌تر کند و وابستگی فرایند به وقت محدود پزشکان را کاهش دهد.

با این حال، مقاله هشدار می‌دهد دیجیتالی‌شدن نباید نابرابری تازه‌ای ایجاد کند. ابزارها باید ساده، کاربرمحور و متناسب با نیاز گروه‌های مختلف طراحی شوند.

در کنار نسخه آنلاین، پشتیبانی تلفنی، نسخه کاغذی و کمک به افرادی که دسترسی یا مهارت دیجیتال کافی ندارند نیز ضروری است.

چه کسی باید مسئول ارزیابی و پیگیری باشد؟

شرکت‌کنندگان، مراقبت‌های اولیه را برای ارزیابی مقدماتی و ارجاع مناسب می‌دانستند، اما کمبود زمان، نیروی انسانی و مهارت را مانع واگذاری کامل مسئولیت به این بخش معرفی کردند.

پیشنهاد غالب این بود که زنان با خطر متوسط در کلینیک‌های تخصصی مدیریت شوند و مراقبت از زنان پرخطر میان کلینیک‌های تخصصی و خدمات ژنتیک تقسیم شود.

پژوهش همچنین از نبود مسئولیت روشن برای مشاوره و پیگیری داروهای پیشگیرانه خبر می‌دهد. موفقیت چنین مسیری به تقسیم دقیق وظایف، آموزش کارکنان و تأمین بودجه وابسته است.

ده پیشنهاد برای ساختن یک مسیر عادلانه‌تر

نویسندگان در نهایت ده پیشنهاد ارائه کردند: تدوین راهبرد ملی، واردکردن غربالگری تکمیلی زنان با خطر متوسط و بالا در برنامه ملی، ایجاد ثبت ملی اطلاعات، توسعه ابزارهای دیجیتال در کنار روش‌های غیردیجیتال و حرکت به‌سوی ارزیابی پیش‌فعال.

استفاده از موقعیت‌های مختلف برای دعوت زنان، تفکیک مسئولیت‌ها براساس سطح خطر، طراحی مسیر روشن برای داروهای پیشگیرانه، تأمین بودجه و آموزش متخصصان از دیگر پیشنهادهای این پژوهش بود.

این یافته‌ها نشان می‌دهد دانستن سطح خطر، تنها آغاز مسیر است. ارزیابی زمانی ارزش عملی پیدا می‌کند که پس از آن امکان مشاوره، غربالگری متناسب با سن و خطر فردی و پیگیری تخصصی وجود داشته باشد.

نتایج این مطالعه به نظام سلامت انگلستان مربوط است، اما مسئله اصلی آن محدود به یک کشور نیست: دسترسی به ارزیابی خطر نباید به محل زندگی، سطح درآمد یا میزان آگاهی قبلی زنان وابسته بماند.

تفاوت ارزیابی خطر، غربالگری و تشخیص سرطان پستان چیست؟

محاسبه خطر ابتلا به سرطان پستان با غربالگری و تشخیص بیماری یکسان نیست. نتیجه ارزیابی می‌تواند به تصمیم‌گیری آگاهانه‌تر برای مشاوره یا پیگیری تخصصی کمک کند، اما جای معاینه پزشک و بررسی‌های تشخیصی را نمی‌گیرد.

افزایش آگاهی درباره سرطان پستان تنها به شناخت عوامل خطر و زمان غربالگری محدود نمی‌شود. آشنایی با تحولات علمی پس از تشخیص نیز بخشی از این زنجیره آگاهی است. برای نمونه، در پژوهشی تازه بررسی شده است که چگونه ممکن است برخی بیماران سرطان پستان از یک جراحی تهاجمی و عوارض طولانی‌مدت آن در امان بمانند.

نسل ریشه را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:

مطالب مرتبط:

گفت‌وگو ودیدگاه ها:

اشتراک در دیدگاه‌ها
به من اطلاع بده از:
guest
1 دیدگاه
قدیمی‌ترین
جدیدترین بیشترین رأی