محاسبه خطر ابتلا به سرطان پستان یکی از مهمترین مسیرهای علمی برای شناسایی زنانی است که ممکن است به مراقبت و غربالگری دقیقتری نیاز داشته باشند. پژوهشگران دانشگاه کمبریج با توسعه مدل BOADICEA و ابزار CanRisk تلاش کردهاند این محاسبه را بر اساس مجموعهای از عوامل فردی، خانوادگی و ژنتیکی انجام دهند.
سرطان پستان یکی از مهمترین مسائل سلامت زنان در جهان است. بر اساس تازهترین گزارش سازمان جهانی بهداشت، در سال ۲۰۲۴ حدود ۲.۴ میلیون زن به این بیماری مبتلا شدند و نزدیک به ۶۹۴ هزار نفر جان خود را از دست دادند. آژانس بینالمللی تحقیقات سرطان نیز پیشبینی میکند اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، تعداد موارد جدید سرطان پستان تا سال ۲۰۴۰ از سه میلیون مورد در سال فراتر برود.
با وجود این آمار نگرانکننده، سرطان پستان در صورت تشخیص زودهنگام و آغاز بهموقع درمان، در بسیاری از موارد قابلکنترلتر است. زمانی که بیماری در مراحل اولیه شناسایی شود، درمانها معمولاً مؤثرتر و کمعارضهتر خواهند بود و احتمال بازگشت فرد به زندگی عادی افزایش پیدا میکند. برای آشنایی با علائم، روشهای تشخیص، غربالگری و درمان میتوانید راهنمای جامع سرطان پستان در نسل ریشه را مطالعه کنید.
اما یک پرسش مهم وجود دارد: اگر خطر ابتلا در همه زنان یکسان نیست، چرا برنامههای پیشگیری و غربالگری باید برای همه دقیقاً مشابه باشند؟ همین پرسش، نقطه آغاز یکی از مهمترین پروژههای پژوهشی دانشگاه کمبریج درباره ارزیابی فردی خطر سرطان پستان بود.
چرا محاسبه خطر ابتلا به سرطان پستان اهمیت دارد؟
سن یکی از عوامل مهم در ابتلا به سرطان پستان است، اما تنها عامل تعیینکننده نیست. دو زن همسن ممکن است به دلیل تفاوت در سابقه خانوادگی، شرایط هورمونی، ویژگیهای باروری، سبک زندگی، تراکم بافت پستان یا عوامل ژنتیکی، با احتمالهای متفاوتی برای ابتلا روبهرو باشند.
سابقه خانوادگی نیز بهتنهایی پاسخ کاملی ارائه نمیدهد. نداشتن فرد مبتلا در خانواده به معنای صفر بودن خطر نیست و داشتن یک خویشاوند مبتلا نیز الزاماً فرد را در گروه پرخطر قرار نمیدهد. برای رسیدن به برآوردی دقیقتر باید مجموعهای از عوامل در کنار یکدیگر بررسی شوند.
هدف از ارزیابی خطر، تشخیص سرطان نیست؛ بلکه برآورد احتمال ابتلای فرد در یک بازه زمانی مشخص است. چنین اطلاعاتی میتواند به پزشک کمک کند تا درباره زمان شروع غربالگری، فاصله میان بررسیها، نیاز به مشاوره ژنتیک یا اقدامات پیشگیرانه تصمیم متناسبتری بگیرد.
پژوهشگران کمبریج چگونه مدل BOADICEA را توسعه دادند؟
پژوهشگران مرکز اپیدمیولوژی ژنتیک سرطان در دانشگاه کمبریج، مدلی به نام BOADICEA توسعه دادند. این مدل نتیجه سالها پژوهش درباره ارتباط میان عوامل ژنتیکی، خانوادگی و غیروارثی با احتمال ابتلا به سرطان پستان است.
نسخههای ابتدایی BOADICEA بیشتر بر سابقه خانوادگی و تغییرات ژنتیکی شناختهشده تمرکز داشتند؛ اما مدل بهتدریج کاملتر شد. پژوهشگران کمبریج در مقالهای منتشرشده در نشریه Genetics in Medicine توضیح دادند که چگونه ترکیب عوامل ژنتیکی و غیرژنتیکی میتواند به یک مدل جامعتر برای پیشبینی خطر سرطان پستان منجر شود.
BOADICEA چه عواملی را بررسی میکند؟
این مدل، بسته به اطلاعات در دسترس، میتواند عواملی مانند موارد زیر را در محاسبات خود وارد کند:
- سن فرد؛
- سابقه سرطان پستان و برخی سرطانهای مرتبط در خانواده؛
- سن ابتلای اعضای خانواده؛
- وجود برخی تغییرات ژنتیکی مهم، مانند BRCA1 و BRCA2؛
- امتیاز خطر چندژنی یا PRS، در صورت دسترسی؛
- سابقه باروری و هورمونی؛
- برخی عوامل مرتبط با سبک زندگی؛
- تراکم بافت پستان، در صورت وجود اطلاعات معتبر.
مدل BOADICEA با ترکیب این اطلاعات، محاسبه خطر ابتلا به سرطان پستان را از یک برآورد عمومی به ارزیابی متناسب با ویژگیهای هر فرد نزدیک میکند.
CanRisk چیست و چه ارتباطی با BOADICEA دارد؟
BOADICEA مدل محاسباتی این پروژه است؛ اما استفاده مستقیم از یک مدل آماری پیچیده برای پزشکان و متخصصان آسان نیست. به همین دلیل، دانشگاه کمبریج ابزار آنلاین CanRisk را ایجاد کرد.
CanRisk اطلاعات ثبتشده را با استفاده از BOADICEA تحلیل میکند و نتیجه محاسبه خطر ابتلا به سرطان پستان را برای بازههای زمانی مختلف ارائه میدهد.
بنابراین BOADICEA و CanRisk یک چیز نیستند: BOADICEA موتور علمی و محاسباتی است و CanRisk محیطی است که متخصصان سلامت از طریق آن با مدل کار میکنند. این ابزار برای استفاده حرفهای طراحی شده و نتیجه آن باید در کنار سابقه پزشکی، معاینه و نظر پزشک تفسیر شود.
شواهد علمی درباره دقت BOADICEA چه میگویند؟
اعتبارسنجی در جمعیتهای مختلف، یکی از ضروریترین مراحل استفاده از مدلهای محاسبه خطر ابتلا به سرطان پستان است. هر مدل ارزیابی خطر باید در جمعیتهای واقعی بررسی شود. پژوهشگران معمولاً دو ویژگی را میسنجند: نخست اینکه خطر پیشبینیشده تا چه اندازه با تعداد واقعی موارد ابتلا هماهنگ است و دوم اینکه مدل تا چه اندازه میتواند افراد دارای خطر بیشتر را از افراد دارای خطر کمتر تفکیک کند.
ارزیابی مدل در مطالعه KARMA سوئد
در یک مطالعه آیندهنگر در سوئد، عملکرد BOADICEA در بیش از ۶۶ هزار زن بررسی شد. در طول دوره پیگیری، ۸۱۶ مورد سرطان پستان ثبت شد. نتایج نشان داد مدل از هماهنگی مناسبی میان خطر پیشبینیشده و موارد واقعی برخوردار است و توان تفکیک آن با شاخص AUC حدود ۰.۷۰ گزارش شد.
این عدد به معنای «تشخیص ۷۰ درصد سرطانها» نیست. AUC نشان میدهد مدل تا چه اندازه میتواند فردی را که در آینده مبتلا میشود، در مقایسه با فردی که مبتلا نمیشود، در سطح خطر بالاتری قرار دهد.
ارزیابی مدل در UK Biobank
در پژوهش دیگری، عملکرد BOADICEA برای پیشبینی خطر دهساله در بیش از ۲۱۷ هزار زن شرکتکننده در پروژه UK Biobank بررسی شد. مدل در کل جمعیت، هماهنگی بسیار خوبی میان تعداد موارد پیشبینیشده و موارد مشاهدهشده داشت و شاخص AUC آن حدود ۰.۶۶ بود.
بااینحال، پژوهشگران در زنان زیر ۵۰ سال مقداری کمبرآوردی خطر مشاهده کردند. این یافته یادآوری میکند که حتی مدلهای معتبر نیز باید در گروههای سنی و جمعیتهای مختلف ارزیابی و بهروز شوند. در مطلب دیگری از نسل ریشه، ضرورت ارزیابی خطر سرطان پستان پیش از ۵۰ سالگی را بررسی کردهایم.
نتیجه ارزیابی محاسبه خطر ابتلا به سرطان پستان چه معنایی دارد؟
نتیجه CanRisk یک «احتمال آماری» است، نه تشخیص قطعی. قرار گرفتن در گروه پرخطر به معنای ابتلای فعلی به سرطان نیست؛ همانطور که قرار گرفتن در گروه کمخطر نیز به معنای مصونیت کامل یا بینیازی از غربالگری نیست.
این نتیجه زمانی ارزش بالینی پیدا میکند که پزشک آن را در کنار سن، علائم، سوابق پزشکی، نتایج تصویربرداری و دستورالعملهای معتبر بررسی کند. ارزیابی خطر نباید جایگزین ماموگرافی، معاینه، تصویربرداری یا نمونهبرداری شود.
تجربه کمبریج چه تغییری در غربالگری سرطان پستان ایجاد میکند؟
پژوهش کمبریج نشان میدهد آینده پیشگیری از سرطان پستان میتواند از برنامههای کاملاً یکسان به سمت برنامههای متناسب با خطر فردی حرکت کند. در چنین رویکردی، افراد دارای خطر بیشتر ممکن است به بررسی زودتر، پیگیری نزدیکتر یا مشاوره تخصصی نیاز داشته باشند؛ درحالیکه برای افراد دارای خطر متوسط یا کمتر، برنامه متفاوتی مناسب باشد.
البته استفاده گسترده از این مدلها به اعتبارسنجی در جمعیت هدف، کیفیت دادهها، آموزش متخصصان و وجود زیرساخت مناسب نیاز دارد. مدلی که در یک کشور عملکرد مطلوبی داشته است، نباید بدون بررسی علمی به جمعیتی دیگر تعمیم داده شود.
دستاورد اصلی محاسبه خطر ابتلا به سرطان پستان
دستاورد اصلی دانشگاه کمبریج فقط ساخت یک ابزار آنلاین نیست؛ بلکه ارائه روشی علمی برای پاسخ به یک پرسش مهم است: «خطر ابتلای هر فرد به سرطان پستان چقدر است و این اطلاعات چگونه میتواند به تصمیمهای پیشگیرانه کمک کند؟»
BOADICEA و CanRisk نشان میدهند که ترکیب سابقه خانوادگی، عوامل ژنتیکی، ویژگیهای فردی و اطلاعات بالینی میتواند تصویر دقیقتری از خطر آینده ارائه دهد. این رویکرد جایگزین غربالگری یا تشخیص پزشکی نیست، اما میتواند به انتخاب آگاهانهتر زمان و نوع مراقبت کمک کند.
محاسبه خطر ابتلا به سرطان پستان جایگزین تشخیص یا غربالگری نیست؛ اما میتواند به انتخاب آگاهانهتر مسیر مراقبت و پیشگیری کمک کند.
در صورت مشاهده توده جدید، ترشح غیرعادی، تغییر شکل یا پوست پستان و هر تغییر ماندگار، نباید منتظر محاسبه خطر ماند. چنین علائمی نیازمند ارزیابی پزشک هستند، حتی اگر احتمال خطر محاسبهشده پایین باشد.