افزایش تجرد و کاهش ازدواج در میان جوانان ایرانی

تاریخ انتشار:

۱۴۰۵-۰۵-۲۰

نویسنده:

تیم تحریریه

۱۴ میلیون مجرد در سنین فعال ازدواج؛ از افزایش تجرد تا کاهش فرزندآوری

38

زمان مطالعه:

7

دقیقه

آمار ثبت احوال از وجود حدود ۱۴.۳ میلیون مجرد در سنین فعال ازدواج خبر می‌دهد؛ روندی که با اقتصاد، تغییر خانواده و سالمندی جمعیت پیوند دارد.

سرفصل های نوشته

مرکز رصد جمعیت سازمان ثبت احوال در تازه‌ترین گزارش خود که ۱۸ مرداد ۱۴۰۵ منتشر شد، اعلام کرده است ۷ میلیون و ۳۵۵ هزار مرد مجرد در گروه سنی ۲۰ تا ۵۴ سال و ۶ میلیون و ۹۲۹ هزار و ۵۶۸ زن مجرد در گروه سنی ۱۵ تا ۴۹ سال در کشور زندگی می‌کنند؛ یعنی در مجموع حدود ۱۴ میلیون و ۲۸۵ هزار نفر در سنین فعال ازدواج مجرد هستند. ثبت احوال همچنین تأکید کرده است که سهم تجرد در این گروه‌های سنی طی سال‌های اخیر در میان زنان و مردان روندی افزایشی داشته است؛ روندی که با تحولات جمعیتی، کاهش فرزندآوری در ایران و حرکت ساختار جمعیت به‌سوی سالمندی ارتباط مستقیم دارد.

آیا ازدواج در کشورهای توسعه‌یافته کاهش یافته است؟

کاهش ازدواج فقط به ایران محدود نیست. بررسی روندهای چند دهه اخیر نشان می‌دهد ازدواج در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته کمتر و دیرتر از گذشته انجام می‌شود. بر اساس داده‌های یورواستات، نرخ خام ازدواج در اتحادیه اروپا پس از رسیدن به ۵ ازدواج به ازای هر هزار نفر در سال ۲۰۰۷، کاهش یافت و در سال ۲۰۲۳ به ۴ ازدواج رسید.

در کشورهای عضو OECD نیز متوسط سن نخستین ازدواج زنان از حدود ۲۵ سال در ابتدای دهه ۱۹۹۰ به نزدیک ۳۲ سال در سال ۲۰۲۱ افزایش یافته است. این سن برای مردان نیز از ۲۸ به حدود ۳۴ سال رسیده است. گزارش OECD این وضعیت را نتیجه هم‌زمان کاهش نرخ ازدواج و به‌تعویق‌افتادن آن می‌داند.

بااین‌حال، کاهش ازدواج رسمی در اروپا لزوماً به معنای ازمیان‌رفتن خانواده نیست. هم‌خانگی، زندگی مشترک بدون ثبت رسمی ــ که در ایران گاهی «ازدواج سفید» نامیده می‌شود ــ خانواده‌های تک‌والد و دیگر شکل‌های شراکت گسترش یافته‌اند. حدود ۴۰ درصد تولدهای اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۳ خارج از ازدواج رسمی رخ داده است. بنابراین، بخشی از کارکردهای سنتی ازدواج در این جوامع به شکل‌های دیگری از زندگی مشترک منتقل شده است.

جامعه‌شناسان تغییر شکل خانواده را چگونه توضیح می‌دهند؟

رون لستهاق در نظریه «گذار جمعیتی دوم» توضیح می‌دهد که جوامع مدرن پس از کاهش مرگ‌ومیر و باروری، وارد مرحله‌ای می‌شوند که با ازدواج دیرتر، افزایش هم‌خانگی، کاهش تعداد فرزندان و تنوع شکل‌های خانواده همراه است.

اولریش بک و الیزابت بک‌گرنشایم نیز در نظریه «فردی‌شدن» معتقدند مسیر زندگی دیگر مانند گذشته از پیش تعیین‌شده نیست. افراد باید میان تحصیل، اشتغال، مهاجرت، ازدواج و فرزندآوری انتخاب کنند و مسئولیت پیامدهای این انتخاب‌ها را نیز شخصاً بر عهده بگیرند.

آنتونی گیدنز در کتاب «دگرگونی صمیمیت» تأکید می‌کند که روابط در دنیای مدرن بیش از الزام خانوادگی و سنت، بر رضایت متقابل، گفت‌وگو و برابری استوار شده‌اند. ازدواج همچنان اهمیت دارد، اما دیگر تنها مسیر پذیرفته‌شده زندگی بزرگسالی نیست.

این نظریه‌ها نشان می‌دهند افزایش تجرد را نمی‌توان فقط به کاهش تمایل جوانان به ازدواج نسبت داد. تغییر ارزش‌ها، گسترش انتخاب‌های فردی، افزایش تحصیلات، حضور بیشتر زنان در عرصه عمومی و تغییر انتظارات از رابطه و زندگی مشترک، همگی در این تحول نقش دارند.

افزایش تجرد در سنین فعال چه معنایی دارد؟

آمار ثبت احوال درباره افرادی است که در گروه‌های سنی فعال ازدواج قرار دارند؛ بنابراین نباید همه این ۱۴ میلیون و ۲۸۵ هزار نفر را در وضعیت «تجرد قطعی» قرار داد. تجرد قطعی به شرایطی گفته می‌شود که فرد تا سنین بالاتر زندگی هرگز ازدواج نکرده و احتمال ازدواج او به میزان زیادی کاهش یافته است.

بااین‌حال، افزایش سهم مجردان در سنین فعال اهمیت جمعیت‌شناختی دارد. هرچه ازدواج برای مدت طولانی‌تری به تعویق بیفتد، احتمال آنکه بخشی از افراد اساساً وارد زندگی مشترک نشوند بیشتر می‌شود. تأخیر در ازدواج همچنین دوره زمانی در دسترس برای فرزندآوری را کوتاه‌تر می‌کند و ممکن است تعداد فرزندان مورد انتظار خانواده‌ها را کاهش دهد.

مسئله اصلی، مجردبودن یک فرد ۲۰ یا ۳۰ساله نیست؛ مسئله، تبدیل‌شدن تأخیر در ازدواج به روندی پایدار و انباشته‌شدن جمعیتی است که باوجود قرارداشتن در سنین فعال ازدواج، امکان اقتصادی یا اجتماعی تشکیل خانواده را پیدا نمی‌کند.

چرا ازدواج در ایران پرهزینه شده است؟

ازدواج در ایران از یک تصمیم عاطفی و خانوادگی به پروژه‌ای اقتصادی و پرهزینه تبدیل شده است. تورم، بیکاری، اشتغال ناپایدار، افزایش قیمت مسکن و اجاره و دشواری تأمین هزینه‌های روزمره، امکان برنامه‌ریزی برای زندگی مشترک را کاهش داده‌اند.

یک مطالعه درباره هزینه مسکن و ازدواج در ایران نیز نشان داده است که افزایش هزینه مسکن با کاهش نرخ ازدواج ارتباط دارد و کاهش بیکاری می‌تواند بر افزایش ازدواج اثر مثبت بگذارد.

در کنار عوامل اقتصادی، انتظارات فرهنگی مانند تهیه مسکن مستقل، جهیزیه، مهریه سنگین و برگزاری مراسم پرهزینه، آستانه ورود به ازدواج را بالاتر می‌برد. فشار اجتماعی برای آغاز زندگی در سطحی فراتر از توان اقتصادی زوج‌های جوان نیز باعث می‌شود ازدواج تا زمان دستیابی به شغل، درآمد و مسکن مناسب به تعویق بیفتد؛ زمانی که ممکن است سال‌ها طول بکشد.

از نگاه پیر بوردیو، انتخاب‌های فردی از سرمایه اقتصادی، فرهنگی و شبکه حمایت خانوادگی افراد جدا نیستند. بنابراین امکان ازدواج نیز میان طبقات اجتماعی به‌طور برابر توزیع نشده است. جوانی که از شغل، مسکن یا حمایت خانوادگی برخوردار نیست، قدرت انتخابی مشابه فرد برخوردار ندارد.

از کاهش ازدواج تا کاهش تولد و سالمندی جمعیت

در بسیاری از کشورهای اروپایی، کاهش ازدواج رسمی الزاماً به همان میزان موجب کاهش تولد نمی‌شود؛ زیرا هم‌خانگی و فرزندآوری خارج از ازدواج از پذیرش اجتماعی و حمایت حقوقی بیشتری برخوردار است. در ایران اما فرزندآوری همچنان پیوند نهادی و فرهنگی نیرومندی با ازدواج رسمی دارد. به همین دلیل، کاهش یا تأخیر ازدواج می‌تواند فرصت فرزندآوری را محدود کند:

افزایش هزینه و نااطمینانی ← تعویق ازدواج ← افزایش تجرد در سنین فعال ← کاهش فرصت فرزندآوری ← کاهش تولدها ← کوچک‌شدن نسل‌های جدید ← تغییر هرم سنی ← افزایش سهم سالمندان

صندوق جمعیت سازمان ملل پیش‌بینی می‌کند تا سال ۲۰۵۰ حدود ۲۷٫۹ درصد جمعیت ایران بالای ۶۰ سال باشند. کوچک‌شدن نیروی کار، افزایش فشار بر صندوق‌های بازنشستگی، رشد نیاز به خدمات درمانی و مراقبتی و افزایش سالمندانی که شبکه حمایت خانوادگی محدودی دارند، از پیامدهای احتمالی این تحول است.

البته مجردبودن الزاماً به معنای تنهایی یا آسیب اجتماعی نیست. خطر زمانی افزایش می‌یابد که نظام رفاهی و مراقبتی همچنان بر این فرض بنا شده باشد که هر سالمند، همسر یا فرزندی برای حمایت از خود دارد.

کاهش موانع ازدواج از کجا باید آغاز شود؟

افزایش ازدواج با یک سیاست مقطعی یا پرداخت تسهیلات محدود محقق نمی‌شود. تا زمانی که جوانان با اشتغال ناپایدار، تورم، اجاره‌های سنگین و ناتوانی در برنامه‌ریزی برای آینده روبه‌رو باشند، تصمیم به ازدواج همچنان پرریسک باقی می‌ماند.

سیاست‌گذاری باید به‌جای تمرکز صرف بر تعداد ازدواج‌ها، هزینه و نااطمینانی تشکیل خانواده را کاهش دهد. ایجاد فرصت‌های شغلی پایدار، دسترسی زوج‌های جوان به مسکن استیجاری مناسب، تسهیل واقعی دریافت تسهیلات، کاهش تشریفات پرهزینه و تقویت الگوهای ساده‌تر آغاز زندگی مشترک، بخشی از این مسیر است.

حمایت از خانواده نیز نباید در زمان ازدواج متوقف شود. امنیت شغلی والدین، خدمات مراقبت از کودک و امکان سازگاری میان اشتغال و زندگی خانوادگی، بر تصمیم به فرزندآوری اثر مستقیم دارند. در کنار این سیاست‌ها، نظام رفاهی آینده باید برای سالمندانی که همسر یا فرزند ندارند نیز برنامه‌ریزی کند.

بنابراین مسئله فقط افزایش آمار ازدواج نیست؛ مسئله اصلی، فراهم‌کردن شرایطی است که تشکیل و تداوم خانواده از نظر اقتصادی و اجتماعی امکان‌پذیر باشد و در عین حال، امنیت اجتماعی افراد مستقل از وضعیت تأهل آنها تضمین شود.

نسل ریشه را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:

مطالب مرتبط:

گفت‌وگو ودیدگاه ها:

اشتراک در دیدگاه‌ها
به من اطلاع بده از:
guest
1 دیدگاه
قدیمی‌ترین
جدیدترین بیشترین رأی