تاریخ انتشار:

۱۴۰۵-۰۵-۱۲

نویسنده:

تیم تحریریه

کاهش فرزندآوری در ایران؛ چرا تعداد تولدها از ۲٫۴ میلیون به ۸۹۲ هزار رسید؟

104

زمان مطالعه:

19

دقیقه

سرفصل های نوشته

جمعیت ایران هنوز افزایش می‌یابد؛ اما کاهش تولد و کوچک‌ترشدن خانواده‌ها، کشور را با شتاب بیشتری به سوی سالمندی می‌برد

جمعیت جهان در حال پیر شدن است. افزایش امید به زندگی از یک سو و کاهش تعداد فرزندانی که خانواده‌ها به دنیا می‌آورند از سوی دیگر، ساختار سنی بسیاری از کشورها را تغییر داده است. این تحول تنها به اروپا یا شرق آسیا محدود نیست؛ از آمریکا تا چین، ژاپن و کره جنوبی، نرخ باروری کاهش یافته و خانواده‌ها کوچک‌تر شده‌اند. سازمان ملل پیش‌بینی می‌کند نرخ باروری جهان که در دهه‌های گذشته پیوسته کاهش یافته، تا حدود سال ۲۰۵۰ به سطح جانشینی ۲.۱ فرزند برای هر زن برسد و پس از آن نیز پایین‌تر برود.

اما آنچه وضعیت ایران را نگران‌کننده‌تر می‌کند، فقط قرار گرفتن در مسیر عمومی جهان نیست؛ بلکه سرعت بالای تحول جمعیتی و هم‌زمانی آن با نااطمینانی اقتصادی، کاهش ازدواج، کوچک‌شدن خانواده، ضعف زیرساخت‌های مراقبتی و آماده‌نبودن نظام‌های بازنشستگی و سلامت است. ایران در حالی به سوی سالمندی می‌رود که هنوز بسیاری از زیرساخت‌های لازم برای حمایت از خانواده‌های جوان و مراقبت از جمعیت سالمند آینده را ایجاد نکرده است.

تازه‌ترین آمار این نگرانی را ملموس‌تر می‌کند: جمعیت ایران از ۸۷ میلیون نفر عبور کرده، اما در سال ۱۴۰۴ تنها حدود ۸۹۲ هزار تولد در کشور ثبت شده است؛ رقمی که پایین‌ترین تعداد موالید در حدود هفت دهه گذشته به شمار می‌آید. پشت این عدد، تنها یک تغییر آماری قرار ندارد؛ بلکه دگرگونی عمیقی در اقتصاد خانواده، تعریف ازدواج، سبک زندگی، انتظارات والدین و تصور نسل جوان از آینده دیده می‌شود.
برای درک این تغییر، فقط نباید به تعداد کل جمعیت نگاه کرد؛ آنچه مسیر آینده اقتصاد، بازار کار، رفاه و سلامت را تعیین می‌کند، ساختار سنی و آینده جمعیتی ایران است. کاهش تولد، به‌تدریج سهم نسل‌های جوان را کاهش می‌دهد و ترکیب سنی کشور را تغییر می‌دهد.

ایران ۸۷ میلیونی چگونه هم‌زمان در حال پیرشدن است؟

بر اساس اعلام مرکز آمار ایران، جمعیت کشور به ۸۷ میلیون و ۶ هزار و ۳۷ نفر رسیده و پیش‌بینی شده است تا پایان سال ۱۴۰۵ به حدود ۸۷ میلیون و ۱۳۴ هزار نفر برسد. بیش از ۶۷ میلیون نفر از این جمعیت در مناطق شهری و حدود ۲۰ میلیون نفر در مناطق روستایی زندگی خواهند کرد. هم‌زمان، متوسط بُعد خانوار به ۳.۱۹ نفر کاهش یافته که یکی از پایین‌ترین ارقام ثبت‌شده در تاریخ معاصر ایران است. آمار جمعیت و خانوار ایران

ممکن است در نگاه اول، افزایش جمعیت کشور با هشدار درباره کاهش فرزندآوری متناقض به نظر برسد. اما این دو گزاره با یکدیگر تعارضی ندارند. جمعیت ایران به دلیل «شتاب جمعیتی» همچنان مدتی افزایش می‌یابد؛ یعنی نسل‌های پرجمعیت گذشته هنوز در سنین فعالیت و فرزندآوری حضور دارند و تعداد تولدها همچنان از مرگ‌ها بیشتر است. بااین‌حال، وقتی هر نسل از نسل قبل کوچک‌تر باشد، نرخ رشد جمعیت کاهش می‌یابد و در نهایت تعداد سالمندان با سرعتی بیشتر از جمعیت جوان افزایش پیدا می‌کند.

سازمان ثبت احوال اعلام کرده است که در سال ۱۴۰۴ حدود ۸۹۲ هزار ولادت، شامل ۴۶۲ هزار پسر و ۴۳۰ هزار دختر ثبت شده است. آمار ثبت احوال از ولادت‌های سال ۱۴۰۴ نرخ باروری کل ایران نیز بر اساس داده‌های بانک جهانی در سال ۲۰۲۴ حدود ۱.۷ فرزند برای هر زن برآورد شده؛ یعنی به‌طور محسوسی پایین‌تر از سطح جانشینی جمعیت. داده‌های بانک جهانی درباره نرخ باروری ایران

روند کاهش موالید در ایران؛ از قله دهه ۱۳۶۰ تا کف تاریخی ۱۴۰۴

نمودار موالید ایران طی هفت دهه گذشته، یکی از گویاترین روایت‌ها از تغییرات اجتماعی کشور است. در دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، خانواده‌های پرجمعیت، ازدواج در سنین پایین‌تر، غلبه ساختارهای سنتی و نقش اقتصادی فرزندان در خانواده باعث افزایش تولدها شد. در سال‌های پایانی دهه ۱۳۵۰ و ابتدای دهه ۱۳۶۰، تعداد موالید سالانه از دو میلیون نفر عبور کرد و در برخی سال‌ها به حدود ۲.۴ میلیون تولد رسید.

اما از نیمه دوم دهه ۱۳۶۰، مسیر تغییر کرد. گسترش شهرنشینی، بهبود آموزش و بهداشت، کاهش مرگ‌ومیر کودکان، افزایش تحصیلات زنان و اجرای سیاست‌های تنظیم خانواده، نرخ باروری را با سرعت زیادی پایین آورد. ایران در فاصله‌ای نسبتاً کوتاه، یکی از سریع‌ترین گذارهای باروری جهان را تجربه کرد.

در دهه ۱۳۷۰ تعداد موالید به‌شدت کاهش یافت و در دهه ۱۳۸۰ در محدوده‌ای نسبتاً ثابت قرار گرفت. در نیمه نخست دهه ۱۳۹۰، ورود نسل پرجمعیت دهه ۱۳۶۰ به سن ازدواج و فرزندآوری، برای مدتی کوتاه تعداد تولدها را افزایش داد؛ اما این افزایش نشانه بازگشت پایدار باروری نبود. از حدود سال ۱۳۹۵، روند نزولی دوباره آغاز شد و اکنون موالید سالانه به کمتر از ۹۰۰ هزار مورد رسیده است.

بنابراین، وضعیت امروز فقط حاصل تصمیم خانواده‌های چند سال اخیر نیست. کاهش تعداد زنان در سنین فرزندآوری، تأخیر طولانی در ازدواج، فاصله بیشتر میان ازدواج و تولد نخستین فرزند و افزایش فاصله میان فرزندان، همگی در شکل‌گیری این روند نقش دارند.
کاهش باروری در همه نقاط کشور شدت یکسانی ندارد. گزارش‌های استانی نشان می‌دهد نرخ باروری در گیلان و مازندران به حدود ۰.۹ و یک فرزند به‌ازای هر زن رسیده است؛ نمونه‌ای منطقه‌ای که نشان می‌دهد بعضی استان‌ها زودتر و شدیدتر با تغییر ساختار جمعیت مواجه شده‌اند.

دلایل فرهنگی کاهش فرزندآوری؛ مدرنیته چگونه خانواده ایرانی را تغییر داد؟

کاهش فرزندآوری پدیده‌ای صرفاً ایرانی نیست. نرخ باروری اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۴ به ۱.۳۴ فرزند برای هر زن رسید؛ پایین‌ترین میزان ثبت‌شده از سال ۲۰۰۱. در ژاپن نیز نرخ باروری سال ۲۰۲۴ به رکورد ۱.۱۵ کاهش یافت. کره جنوبی طی سال‌های اخیر یکی از پایین‌ترین نرخ‌های باروری جهان را تجربه کرده و حتی گسترش مهدکودک‌های عمومی و مرخصی والدین نیز تاکنون نتوانسته است مسیر جمعیتی آن را به‌طور پایدار تغییر دهد. آمار باروری اتحادیه اروپا، آمار رسمی ژاپن

رون لستهیگ، جمعیت‌شناس بلژیکی، و دیرک فن‌دکا، جمعیت‌شناس هلندی، این تحول را بخشی از «گذار دوم جمعیتی» می‌دانند؛ دوره‌ای که در آن استقلال فردی، خودشکوفایی، انتخاب سبک زندگی و کیفیت رابطه زوجین اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. در چنین جامعه‌ای، ازدواج دیگر الزاماً با هدف فرزندآوری شکل نمی‌گیرد و داشتن فرزند از یک تکلیف اجتماعی به تصمیمی قابل بررسی و مذاکره تبدیل می‌شود.

توماش سوبوتکا، جمعیت‌شناس مؤسسه جمعیت‌شناسی وین، نیز توضیح می‌دهد که تغییر ارزش‌های مربوط به خانواده، فرزند و نقش‌های جنسیتی، در کنار محدودیت‌های اقتصادی و نهادی، الگوهای ازدواج و باروری را در اروپا دگرگون کرده است. پژوهش سوبوتکا درباره گذار دوم جمعیتی

در ایران نیز تقی آزاد ارمکی، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه تهران، بر همین تحول تأکید می‌کند. به تعبیر او، «فرزندآوری در وهله اول، پدیده‌ای اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی است.» او معتقد است زوج‌های امروزی لزوماً برای بچه‌دارشدن ازدواج نمی‌کنند؛ بلکه کیفیت رابطه، رفاه، هویت فردی و تجربه زندگی مشترک برای آنان در اولویت قرار گرفته است. فرزند در خانواده سنتی گاهی نیروی کار و عامل تداوم اقتصادی خانواده بود، اما در خانواده معاصر به مسئولیتی بلندمدت و پرهزینه تبدیل شده است. دیدگاه تقی آزاد ارمکی درباره کاهش فرزندآوری

مدرنیته در همه جای جهان خانواده را تغییر داده است؛ اما این تغییر در ایران با بحران‌های اقتصادی، بی‌ثباتی و ضعف حمایت‌های اجتماعی هم‌زمان شده و به همین دلیل اثر آن شدیدتر احساس می‌شود.

تأثیر مشکلات اقتصادی و نااطمینانی شغلی بر کاهش فرزندآوری

در تحلیل کاهش فرزندآوری معمولاً ابتدا از گرانی و کاهش قدرت خرید سخن گفته می‌شود. این عوامل بسیار مهم‌اند، اما مسئله خانواده ایرانی فقط مقدار درآمد امروز نیست؛ خانواده می‌خواهد بداند آیا این درآمد در سال‌های آینده نیز ادامه خواهد داشت، آیا امکان تأمین مسکن دارد و آیا می‌تواند هزینه آموزش، درمان و مراقبت از فرزند را مدیریت کند.

راضیه مکوندی، پژوهشگر حوزه زنان و خانواده، میان «درآمد» و «امنیت شغلی» تفاوت مهمی قائل می‌شود. به گفته او، ممکن است دو خانواده درآمد مشابهی داشته باشند، اما خانواده‌ای که شغل باثبات‌تری دارد، با اطمینان بیشتری درباره فرزندآوری تصمیم می‌گیرد. او تأکید می‌کند: «فرزندآوری تصمیمی برای چند سال آینده است، نه فقط امروز.» قراردادهای کوتاه‌مدت، احتمال بیکاری، نوسان درآمد و نگرانی از تعطیلی کسب‌وکار، آینده را از نظر خانواده غیرقابل‌پیش‌بینی می‌کند. گفت‌وگو با راضیه مکوندی

این برداشت با نتایج گزارش سال ۲۰۲۵ صندوق جمعیت سازمان ملل هم‌خوان است. در پیمایش این نهاد در ۱۴ کشور، ۳۹ درصد پاسخ‌دهندگان گفته‌اند محدودیت مالی بر امکان دستیابی آنان به تعداد فرزند موردنظرشان اثر گذاشته و نزدیک به یک‌پنجم نیز ترس از جنگ، بحران‌های محیط‌زیستی، همه‌گیری‌ها و آینده جهان را از دلایل داشتن فرزند کمتر دانسته‌اند. ناتالیا کانم، مدیر اجرایی صندوق جمعیت سازمان ملل، نتیجه را چنین خلاصه می‌کند: «مسئله کمبود انتخاب است، نه کمبود میل.» گزارش وضعیت جمعیت جهان ۲۰۲۵

این نکته تحلیل کاهش فرزندآوری را تغییر می‌دهد. همه افرادی که فرزند کمتری دارند، الزاماً مخالف پدر یا مادر شدن نیستند؛ بخشی از آنان میان تعداد فرزند مطلوب و تعداد فرزندی که در شرایط واقعی می‌توانند داشته باشند، فاصله می‌بینند.

مهم‌ترین دلایل تمایل نداشتن خانواده‌های ایرانی به فرزندآوری

یکی از مهم‌ترین مطالعات ملی در این زمینه را علی‌اصغر حائری مهریزی، محمود طاووسی، علی منتظری و همکارانشان انجام داده‌اند. در این پژوهش که روی ۲۰ هزار و ۹۳۵ زن و مرد متأهل در ۳۱ استان انجام شد، ۶۸.۲ درصد پاسخ‌دهندگان در زمان مطالعه تمایلی به داشتن فرزند دیگری نداشتند.

در میان این گروه، نگرانی درباره تأمین آینده فرزند جدید با ۷۶.۱۶ درصد مهم‌ترین عامل بود. افزایش مشکلات اقتصادی با ۷۰.۹۹ درصد، درآمد ناکافی با ۶۷.۶۸ درصد، نداشتن مسکن مناسب با ۵۹.۶۷ درصد و نداشتن آمادگی روانی با ۵۳.۴۹ درصد در رتبه‌های بعدی قرار داشتند. در مقابل، علاقه به کودک و علاقه به تجربه نقش پدر یا مادر، مهم‌ترین انگیزه‌های افراد متمایل به فرزندآوری بود. مطالعه ملی منتشرشده در نشریه پایش

این نتایج نشان می‌دهد خانواده فقط هزینه پوشک، خوراک یا لباس را محاسبه نمی‌کند؛ بلکه درباره مدرسه، دانشگاه، مسکن، اشتغال، سلامت و کیفیت زندگی آینده فرزند نیز فکر می‌کند. هرچه معیارهای والدگری بالاتر می‌رود، آنچه «هزینه فرصت فرزند» نامیده می‌شود نیز افزایش می‌یابد.

عبدالله معتمدی، استاد روان‌شناسی دانشگاه علامه طباطبایی، توضیح می‌دهد که در طبقات متوسط و برخوردار، فرزندآوری بیش از گذشته با هزینه فرصت سنجیده می‌شود؛ یعنی والدین نگران‌اند که تولد فرزند مسیر شغلی، درآمد، تحصیل یا کیفیت زندگی آنان را محدود کند. از نظر او، تقلیل تمام مسئله به اقتصاد اشتباه است، اما نادیده‌گرفتن بحران مسکن، اشتغال و آینده اقتصادی نیز تحلیل را ناقص می‌کند. گفت‌وگو با عبدالله معتمدی

نقش اشتغال زنان و نابرابری مسئولیت مراقبت در کاهش فرزندآوری

افزایش تحصیلات و اشتغال زنان را نباید به‌عنوان علت ساده کاهش فرزندآوری معرفی کرد. مسئله اصلی آن است که ساختار کار و خانواده تا چه اندازه با زندگی جدید زنان و مردان سازگار شده است.

پیتر مک‌دونالد، جمعیت‌شناس استرالیایی، در نظریه «برابری جنسیتی و باروری» توضیح می‌دهد که پایین‌ترین نرخ‌های باروری معمولاً در جوامعی دیده می‌شود که زنان در آموزش و بازار کار فرصت‌های بیشتری یافته‌اند، اما تقسیم کار در خانه، نگهداری از کودک و سیاست‌های محیط کار همچنان بر الگوی سنتی استوار مانده است. در این وضعیت، زن میان ادامه مسیر حرفه‌ای و پذیرش بخش عمده مسئولیت مراقبت گرفتار می‌شود. پژوهش پیتر مک‌دونالد

بنابراین، اشتغال زنان الزاماً مانع فرزندآوری نیست. اگر مرخصی والدین، امنیت شغلی پس از تولد فرزند، ساعت کار منعطف، مهدکودک قابل‌اعتماد و تقسیم عادلانه مسئولیت میان پدر و مادر وجود داشته باشد، امکان ترکیب اشتغال و خانواده بیشتر می‌شود.

سازمان همکاری و توسعه اقتصادی نیز نتیجه گرفته است که سیاست مؤثر جمعیتی باید هم‌زمان از برابری جنسیتی، تقسیم منصفانه کار مراقبتی و سازگاری کار و خانواده حمایت کند. این سازمان تأکید می‌کند سیاست‌هایی که خانواده آن‌ها را موقت یا ناپایدار بداند، در بهترین حالت اثری کوتاه‌مدت خواهند داشت. گزارش OECD درباره عوامل کاهش باروری


تعویق فرزندآوری فقط به ایران محدود نیست. بررسی افزایش سن فرزندآوری در اروپا نشان می‌دهد طولانی‌ترشدن تحصیل، دیرتر رسیدن به ثبات شغلی و دشواری تأمین مسکن، زمان تولد نخستین فرزند را عقب انداخته است؛ حتی در جوامعی که تمایل به داشتن فرزند کاملاً از بین نرفته است.

تغییر زمان‌بندی تولد در آمریکا نیز همین روند را نشان می‌دهد؛ به‌طوری‌که زایمان زنان بالای ۴۰ سال در آمریکا افزایش یافته و مادرشدن بیش از گذشته به سال‌های بعدی زندگی منتقل شده است.

آیا نخواستن فرزند یک مشکل روانی است؟

در بخشی از گفت‌وگوهای عمومی، بی‌میلی به فرزندآوری به اضطراب، خودخواهی یا ضعف مسئولیت‌پذیری نسبت داده می‌شود. چنین تعمیمی نه علمی است و نه به حل مسئله کمک می‌کند. انتخاب آگاهانه برای نداشتن فرزند، به‌خودی‌خود بیماری یا اختلال روانی محسوب نمی‌شود.

نورا خوش‌چین‌گل، روان‌شناس، میان تصمیم سالم و موانع روان‌شناختی تمایز می‌گذارد. او می‌گوید بعضی زوج‌ها پس از بررسی شرایط و با توافق مشترک، فرزندآوری را به تعویق می‌اندازند یا آن را انتخاب نمی‌کنند و چنین تصمیمی الزاماً نشانه اختلال نیست. در مقابل، اضطراب شدید درباره آینده، تجربه‌های ناخوشایند کودکی، تعارض حل‌نشده میان زوجین یا ترس از تکرار الگوهای نامناسب والدگری می‌تواند بر تصمیم بعضی افراد اثر بگذارد. گفت‌وگوی ایرنا با نورا خوش‌چین‌گل

مشاوره روان‌شناختی می‌تواند به زوج‌ها کمک کند میان «نخواستن واقعی»، «ترس»، «تعارض زناشویی» و «ناتوانی ناشی از شرایط بیرونی» تفاوت بگذارند؛ اما نباید از روان‌شناسی برای بیمار جلوه‌دادن تصمیم‌های شخصی یا فشار بر زوج‌ها استفاده کرد.

چرا مشوق‌های فرزندآوری در ایران مؤثر نبوده‌اند؟

در سال‌های اخیر، وام، زمین، تسهیلات بانکی و برخی امتیازهای استخدامی با هدف حمایت از فرزندآوری پیش‌بینی شده است. این حمایت‌ها می‌توانند بخشی از هزینه‌ها را کاهش دهند، اما تولد فرزند تصمیمی بیست‌ساله یا بیشتر است و با یک پرداخت مقطعی تغییر نمی‌کند.

عباس عبدی، تحلیلگر اجتماعی، با اشاره به ادامه کاهش موالید پس از اجرای قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت، معتقد است سیاست‌های موجود نتوانسته‌اند به ریشه‌هایی مانند مسکن، اشتغال، ناامیدی و بی‌ثباتی اقتصادی پاسخ دهند. البته هم‌زمانی کاهش تولد با اجرای قانون به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که قانون عامل کاهش بوده است؛ اما دست‌کم نشان می‌دهد سیاست‌های اجراشده برای تغییر روند کافی نبوده‌اند.

تجربه جهانی نیز همین محدودیت را نشان می‌دهد. صندوق جمعیت سازمان ملل می‌گوید پرداخت‌های مقطعی موسوم به «پاداش تولد» معمولاً تأثیر پایدار اندکی دارند. حتی کره جنوبی با وجود سرمایه‌گذاری گسترده در مرخصی والدین و نگهداری از کودک، هنوز با باروری بسیار پایین روبه‌روست؛ زیرا ساعات کار طولانی، هزینه مسکن، رقابت آموزشی و نابرابری مسئولیت مراقبت همچنان باقی مانده‌اند.

در اتحادیه اروپا، سیاست‌ها بیشتر بر ایجاد زیرساخت متمرکزند: دست‌کم ۱۰ روز مرخصی برای پدر پس از تولد فرزند و چهار ماه مرخصی والدین برای هر یک از والدین در قواعد پایه اتحادیه پیش‌بینی شده است. در نروژ نیز مرخصی با حقوق و خدمات عمومی و نسبتاً ارزان مراقبت از کودک، بخشی از یک نظام پایدار حمایت از خانواده است. این سیاست‌ها تضمین نمی‌کنند که نرخ باروری حتماً افزایش یابد، اما فاصله میان تمایل خانواده و امکان واقعی فرزندآوری را کاهش می‌دهند. قواعد تعادل کار و زندگی اتحادیه اروپا، تجربه سیاست خانواده در نروژ

سالمندی جمعیت؛ بحران نیست، اما نیازمند آمادگی است

سالمندی جمعیت به‌خودی‌خود بحران نیست؛ افزایش طول عمر و تعداد سالمندان را می‌توان نتیجه پیشرفت بهداشت و خدمات درمانی دانست. سالمندان نیز می‌توانند همچنان در اقتصاد، خانواده، آموزش و انتقال تجربه نقش فعالی داشته باشند. مسئله زمانی نگران‌کننده می‌شود که سرعت تغییر ساختار سنی از توان سازگاری نظام‌های اقتصادی، اجتماعی و رفاهی بیشتر باشد.

برآوردها با توجه به مرز سنی مورد استفاده متفاوت‌اند. اکنون حدود ۱۲ درصد جمعیت ایران ۶۰ سال یا بیشتر دارند و پیش‌بینی می‌شود تا سال ۲۰۵۰، حدود یک‌پنجم جمعیت کشور بالای ۶۵ سال و نزدیک به ۳۰ درصد جمعیت ۶۰ سال یا بیشتر داشته باشند. صندوق جمعیت سازمان ملل نیز ایران را در شمار کشورهایی قرار داده است که با سرعت زیادی به‌سوی سالمندی حرکت می‌کنند.

کاهش سهم جمعیت جوان می‌تواند ورود نیروی تازه به بازار کار را محدود کند، نسبت پرداخت‌کنندگان حق بیمه به مستمری‌بگیران را کاهش دهد و فشار بیشتری بر صندوق‌های بازنشستگی وارد کند. علیرضا قاسمی، جامعه‌شناس، نیز هشدار داده است که ادامه این روند می‌تواند ظرفیت‌های اقتصادی، اجتماعی و علمی کشور را محدود کند؛ مسئله‌ای که با توصیه‌های مقطعی حل نمی‌شود و به برنامه‌ریزی زیرساختی و کارشناسی نیاز دارد.

شهلا کاظمی‌پور، جمعیت‌شناس، این تغییر تدریجی ساختار سنی را «انقلاب خاموش» توصیف کرده است؛ تحولی که آثار آن ناگهانی ظاهر نمی‌شود، اما به‌مرور بازار کار، نظام رفاه، خدمات سلامت و مناسبات خانوادگی را دگرگون می‌کند.

پیامدهای سالمندی؛ از نظام مراقبت تا خانواده و شهر

با افزایش جمعیت سالمند، تقاضا برای درمان بیماری‌های مزمن، توان‌بخشی، مراقبت در منزل و خدمات حمایتی بیشتر خواهد شد. تجربه سالمندی جمعیت و بحران نظام مراقبت در اروپا نشان می‌دهد حتی کشورهای برخوردار نیز با کمبود نیروی مراقبتی، افزایش هزینه خدمات و صف‌های طولانی انتظار روبه‌رو شده‌اند. بنابراین، توسعه نظام مراقبت باید پیش از رسیدن موج اصلی سالمندی آغاز شود.

پیامدهای این تحول فقط به اقتصاد و خدمات درمانی محدود نیست. کوچک‌ترشدن خانواده‌ها، کاهش تعداد فرزندان و مهاجرت نسل جوان می‌تواند حمایت خانوادگی از سالمندان را کاهش دهد و مسئله شکاف نسل‌ها و تنهایی سالمندان را جدی‌تر کند. ازاین‌رو، سیاست‌گذاری جمعیتی باید علاوه بر تعداد تولدها، کیفیت روابط اجتماعی و ظرفیت حمایت‌های محلی را نیز در نظر بگیرد.

آمادگی برای سالمندی به محیط زندگی نیز وابسته است. وضعیت امروز پایتخت نشان می‌دهد تهران هنوز شهر دوستدار سالمند نیست و مشکلاتی مانند پیاده‌روهای نامناسب، کمبود فضاهای استراحت و دشواری دسترسی به خدمات، استقلال سالمندان را محدود می‌کند. در نتیجه، آمادگی برای آینده سالمندی باید هم‌زمان در نظام بازنشستگی، خدمات مراقبتی، حمایت‌های اجتماعی و طراحی شهرها دنبال شود.

راه‌حل، وادارکردن خانواده‌ها نیست؛ امکان‌پذیرکردن انتخاب آنان است

کاهش فرزندآوری در ایران یک علت واحد ندارد؛ بنابراین یک راه‌حل واحد نیز برای آن وجود نخواهد داشت. تبلیغ فرهنگی بدون اصلاح اقتصاد کافی نیست؛ همان‌طور که پرداخت پول بدون امنیت شغلی، مسکن، مراقبت از کودک و امید به آینده نمی‌تواند تصمیم خانواده را تغییر دهد.

یک سیاست جمعیتی واقع‌بینانه باید چند مسیر را هم‌زمان دنبال کند:

  • ایجاد ثبات اقتصادی و شغلی، به‌ویژه برای زوج‌های جوان و کارکنان دارای قراردادهای موقت؛
  • طراحی سیاست مسکن متناسب با تشکیل خانواده و افزایش تعداد اعضای خانوار؛
  • گسترش مهدکودک‌های ایمن، باکیفیت و قابل‌پرداخت در محله‌ها و محیط‌های کار؛
  • تضمین امنیت شغلی زنان پس از تولد فرزند و فراهم‌کردن مرخصی مؤثر برای هر دو والد؛
  • انعطاف در ساعت و شیوه کار برای والدین دارای فرزند خردسال؛
  • تقویت خدمات سلامت باروری و پوشش درمان ناباروری برای زوج‌هایی که خواهان فرزند هستند؛
  • آموزش مهارت‌های زندگی، گفت‌وگوی زوجین و والدگری، بدون آسیب‌انگاری انتخاب‌های شخصی؛
  • ارزیابی مستقل و مستمر سیاست‌های جمعیتی بر اساس نتیجه، نه تعداد بخش‌نامه‌ها و بودجه‌های هزینه‌شده؛
  • آماده‌سازی هم‌زمان کشور برای سالمندی از طریق اصلاح صندوق‌های بازنشستگی، توسعه مراقبت در منزل، توجه به ویژگی‌های شهر دوستدار سالمند و استفاده از ظرفیت اقتصاد نقره‌ای.

نمودار نزولی موالید ایران فقط نمی‌گوید که خانواده‌ها فرزند کمتری می‌خواهند؛ می‌گوید بسیاری از آنان آینده را برای پذیرفتن یک مسئولیت بلندمدت به اندازه کافی امن و قابل پیش‌بینی نمی‌بینند. تا زمانی که سیاست‌گذار این پیام را نشنود، وام، تبلیغ و توصیه اخلاقی نمی‌تواند مسیر جمعیت را به‌طور پایدار تغییر دهد.

پرسش اصلی این نیست که چگونه خانواده‌ها را به داشتن فرزند بیشتر متقاعد کنیم؛ پرسش اصلی این است که چگونه جامعه‌ای بسازیم که افراد بتوانند تعداد فرزندی را که واقعاً می‌خواهند، بدون ترس از فقر، بیکاری، حذف از بازار کار یا فروپاشی کیفیت زندگی به دنیا آورند. پاسخ به این پرسش، هم حق انتخاب خانواده‌ها را محترم می‌شمارد و هم کشور را برای مواجهه مسئولانه‌تر با آینده جمعیتی آماده می‌کند.

نسل ریشه را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:

مطالب مرتبط:

گفت‌وگو ودیدگاه ها:

اشتراک در دیدگاه‌ها
به من اطلاع بده از:
guest
12 دیدگاه
قدیمی‌ترین
جدیدترین بیشترین رأی