همزمان با آغاز هفته سلامت ۱۴۰۵ با شعار «خانواده سالم، ایران جوان، ورزش و تحرک»، مرور گزارشهای رسمی حوزه سلامت و ورزش نشان میدهد کمتحرکی و کاهش فعالیت بدنی به یکی از چالشهای مهم سلامت عمومی در ایران تبدیل شده است؛ چالشی که پیامدهای آن تنها به حوزه سلامت محدود نمیشود و ابعاد اقتصادی، اجتماعی و حتی فرهنگی زندگی ایرانیان را نیز در بر میگیرد.
کمتحرکی؛ عامل پنهان بیماریهای غیرواگیر
گزارشهای رسمی نشان میدهد که کمبود فعالیت بدنی یکی از عوامل مهم در افزایش بیماریهای غیرواگیر و مرگومیر زودرس است. «گزارش جامع فعالیت بدنی مرتبط با سلامت در جمهوری اسلامی ایران» که از سوی موسسه ملی تحقیقات سلامت منتشر شده، با اشاره به دیدگاه ابنسینا در کتاب قانون یادآور میشود که «اساس سلامتی بر تغذیه، خواب و ورزش است و در میان آنها ورزش اهمیت بیشتری دارد.» این گزارش تأکید میکند که بیماریهای غیرواگیر سالانه دستکم ۳۸ میلیون نفر در جهان را به کام مرگ میکشاند و در ایران نیز بیش از ۷۶ درصد بار بیماریها به این گروه اختصاص دارد. همچنین بررسیها نشان میدهد سهم فعالیت بدنی پایین در مجموع سالهای از دسترفته ناشی از مرگ زودرس یا زندگی با ناتوانی، از سال ۱۳۶۹ تا ۱۳۹۶ در جهان و ایران به ترتیب ۱.۵ و دو برابر افزایش یافته است.
با وجود تلاشهای جهانی برای کاهش این روند، کمتحرکی همچنان یک معضل گسترده است. سازمان جهانی بهداشت در برنامه راهبردی فعالیت بدنی خود هدف کاهش ۱۵ درصدی شیوع کمتحرکی تا سال ۲۰۳۰ را تعیین کرده است؛ هدفی که تحقق آن مستلزم سیاستگذاری و سرمایهگذاری جدی در سطح ملی است. اهمیت این موضوع تنها به سلامت محدود نمیشود، زیرا بیتحرکی هزینههای اقتصادی قابل توجهی نیز به همراه دارد. برآوردها نشان میدهد کمتحرکی سالانه حدود ۵۴ میلیارد دلار هزینه مستقیم به نظامهای سلامت جهان تحمیل میکند و حدود ۱۴ میلیارد دلار نیز به دلیل کاهش بهرهوری اقتصادی به اقتصاد جهانی خسارت وارد میشود.
در ایران نیز شواهد آماری از گستردگی این مسئله حکایت دارد. بر اساس «گزارش جامع فعالیت بدنی مرتبط با سلامت در جمهوری اسلامی ایران» که توسط موسسه ملی تحقیقات سلامت تهیه شده، در سال ۱۴۰۰ حدود ۵۱.۳ درصد از جمعیت ۱۸ سال و بالاتر کشور فعالیت بدنی کمتر از میزان توصیهشده سازمان جهانی بهداشت داشتهاند. اگرچه این رقم نسبت به سال ۱۳۹۵ اندکی کاهش یافته، اما همچنان نشان میدهد حدود نیمی از بزرگسالان کشور از سطح مطلوب فعالیت بدنی فاصله دارند.
شکاف جنسیتی و سبک زندگی شهری در الگوی تحرک ایرانیان
این مطالعات همچنین نشان میدهد کمتحرکی در میان زنان بیش از مردان است؛ مسئلهای که تنها به عوامل فردی محدود نمیشود و ریشههای اجتماعی و ساختاری نیز دارد. محدودیت دسترسی به فضاهای ورزشی مناسب، مسئولیتهای بیشتر خانگی، و در برخی موارد ملاحظات فرهنگی یا امنیتی در استفاده از فضاهای عمومی، از جمله عواملی است که سطح فعالیت بدنی زنان را کاهش میدهد. در کنار این موارد، شهرنشینی و تغییر سبک زندگی نیز به کاهش تحرک روزمره منجر شده است؛ بهطوریکه استفاده گسترده از وسایل نقلیه، مشاغل کمتحرک و گسترش سرگرمیهای دیجیتال، فرصت تحرک بدنی را در زندگی روزمره کمتر کرده است.
با این حال، یکی از متغیرهای مهمی که کمتر به آن پرداخته میشود، شرایط اقتصادی خانوارهاست. گزارشهای رسمی نشان میدهد طی بیش از یک دهه گذشته اقتصاد ایران دورهای طولانی از تورم بالا و رشد اقتصادی پایین را تجربه کرده است. در چنین شرایطی، بخش قابل توجهی از هزینههای خانوار به نیازهای ضروری مانند مسکن، خوراک و درمان اختصاص مییابد و هزینههای مربوط به تفریح و ورزش در اولویتهای بعدی قرار میگیرد. در واقع، هنگامی که فشار معیشتی افزایش مییابد، طبیعی است که فعالیتهایی مانند باشگاه رفتن، کلاسهای ورزشی یا حتی اختصاص زمان مشخص برای ورزش، برای بسیاری از خانوارها به یک کالای لوکس تبدیل شود.
وقتی فشار اقتصادی ورزش را از سبد خانوار حذف میکند
یافتههای «گزارش نظارتی بررسی وضعیت فعالیت بدنی و ورزش در سبد فراغتی خانوارهای ایرانی» که توسط مرکز پژوهشهای مجلس منتشر شده نیز این واقعیت را تأیید میکند. بر اساس این گزارش، سهم هزینههای خانوار در حوزه تفریحات، سرگرمی و خدمات فرهنگی طی سالهای ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۱ روندی کاهشی داشته است؛ روندی که در مناطق روستایی و محروم حتی به بیش از ۵۰ درصد کاهش رسیده است. همچنین هزینهکرد دهکهای پایین درآمدی در این حوزه حدود چهار برابر کمتر از دهکهای بالای درآمدی گزارش شده است.
از سوی دیگر، بررسی نحوه گذران اوقات فراغت نشان میدهد اگرچه حدود ۸۰ درصد مردم بیش از پنج ساعت در روز اوقات فراغت دارند، اما سهم ورزش در این زمان بسیار اندک است و به طور متوسط تنها حدود ۴۰ دقیقه از آن به فعالیت بدنی اختصاص پیدا میکند. علاوه بر این، حدود ۷۰ درصد فعالیتهای ورزشی نیز به صورت انفرادی انجام میشود که نشاندهنده ضعف زیرساختهای ورزش جمعی و سازمانیافته در جامعه است.
الگوی دسترسی به امکانات ورزشی نیز نابرابریهای قابل توجهی را نشان میدهد. بیش از ۹۰ درصد سرانههای ورزشی کشور در مناطق شهری متمرکز است، در حالی که حدود ۲۶ درصد جمعیت کشور در مناطق روستایی زندگی میکنند. این تمرکز زیرساختی موجب شده دسترسی ساکنان مناطق روستایی و کمبرخوردار به امکانات ورزشی محدودتر باشد.
مجموع این عوامل سبب شده است که کمتحرکی به تدریج به بخشی از سبک زندگی جامعه تبدیل شود. در چنین شرایطی، اگر سیاستهای مؤثر برای افزایش تحرک بدنی اتخاذ نشود، احتمالاً این روند در سالهای آینده نیز ادامه خواهد یافت. از همین رو کارشناسان حوزه سلامت بر ضرورت توسعه ورزش همگانی، ارتقای سواد سلامت و افزایش دسترسی مردم به فضاهای ورزشی ارزان و در دسترس تأکید میکنند.
در این میان، توسعه ورزش کارکنان در محیطهای کاری نیز میتواند نقش مهمی در افزایش تحرک بدنی جامعه داشته باشد. اجرای برنامههای نرمش روزانه در محیطهای اداری، اختصاص زمان مشخص برای فعالیت بدنی در ساعات کاری، ایجاد فضا و یا مسابقات ورزشی در سازمانها و کارخانهها و ارائه مشوقهای رفاهی برای کارکنان فعال از جمله اقداماتی است که میتواند به بهبود این وضعیت کمک کند.
در کنار این اقدامات، توسعه مسیرهای پیادهروی و دوچرخهسواری، ایجاد فضاهای ورزشی محلهمحور، حمایت از ورزش زنان، سالمندان و نوجوانان، و همکاری میان دستگاههایی مانند وزارت ورزش و جوانان، وزارت بهداشت، وزارت آموزش و پرورش، شهرداریها و سایر نهادهای اجرایی از جمله راهکارهایی است که میتواند به ارتقای سطح فعالیت بدنی و سلامت جامعه کمک کند.
مجموع این شواهد نشان میدهد کمتحرکی در ایران تنها یک مسئله فردی یا رفتاری نیست، بلکه پدیدهای چندوجهی است که با شرایط اقتصادی، ساختارهای شهری، دسترسی به زیرساختهای ورزشی و الگوهای اجتماعی زندگی پیوند خورده است. در چنین شرایطی، صرف توصیه به مردم برای «بیشتر ورزش کردن» نمیتواند به تنهایی این روند را تغییر دهد.
اگر سیاستگذاریهای شهری به سمت گسترش فضاهای عمومی مناسب برای تحرک بدنی حرکت نکند، اگر زیرساختهای ورزش همگانی توسعه نیابد و اگر فشارهای اقتصادی همچنان سهم تفریح و ورزش را از سبد خانوارها حذف کند، بعید است با توصیههای فردی بتوان روند رو به افزایش کمتحرکی را متوقف کرد. به بیان دیگر، ارتقای تحرک بدنی در جامعه نه فقط به اراده فردی، بلکه به اصلاحات ساختاری در سیاستگذاری سلامت، شهرسازی و اقتصاد نیاز دارد؛ اصلاحاتی که بدون آنها شعار «خانواده سالم و ایران جوان» بیش از آنکه یک واقعیت اجتماعی باشد، به یک آرمان دستنیافتنی تبدیل خواهد شد.