افزایش سن نخستین فرزندآوری در اروپا و تأثیر آن بر آینده جمعیت

تاریخ انتشار:

۱۴۰۴-۱۰-۱۸

نویسنده:

تیم تحریریه

اروپا و مادران دیرهنگام؛ چرا سن فرزندآوری مدام بالاتر می‌رود؟

39

زمان مطالعه:

7

دقیقه

چرا زنان اروپایی دیرتر مادر می‌شوند؟ دلایل اقتصادی و اجتماعی افزایش سن فرزندآوری و پیامدهای آن برای باروری و سالمندی جمعیت را بخوانید.

سرفصل های نوشته

برای نسلی که امروز از ۵۰ سالگی عبور کرده، افزایش سن فرزندآوری فقط خبری درباره انتخاب‌های نسل جوان نیست. زمان ازدواج و تولد فرزندان در نسل‌های بعد، اندازه خانواده‌ها و شبکه‌های حمایت خانوادگی را در دهه‌های آینده تغییر می‌دهد و می‌تواند بر سرعت سالمندی جمعیت، بازار کار، صندوق‌های بازنشستگی و نظام مراقبت اثر بگذارد.

آمارهای رسمی اتحادیه اروپا نشان می‌دهد الگوی فرزندآوری در این قاره طی سال‌های گذشته به‌طور معناداری تغییر کرده است. زنان اروپایی امروز نخستین فرزند خود را دیرتر از گذشته به دنیا می‌آورند و این روند به یکی از ویژگی‌های پایدار جمعیت‌شناختی اروپا تبدیل شده است. بر اساس تازه‌ترین آمار یورواستات، میانگین سن زنان هنگام تولد نخستین فرزند در اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۴ به ۲۹.۹ سال رسیده است.

این تغییر در ظاهر عددی ساده به نظر می‌رسد، اما در واقع بازتاب مجموعه‌ای از تحولات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است که بر تصمیم افراد برای ازدواج، تشکیل خانواده و فرزندآوری تأثیر گذاشته‌اند. روند مشابهی در ایران نیز دیده می‌شود؛ موضوعی که در مطلب «کاهش فرزندآوری در ایران؛ چرا تعداد تولدها از ۲٫۴ میلیون به ۸۹۲ هزار رسید؟» دلایل و پیامدهای آن را بررسی کرده‌ایم.

افزایش تدریجی سن نخستین فرزندآوری در سراسر اروپا

افزایش سن نخستین زایمان تقریباً در تمام کشورهای عضو اتحادیه اروپا مشاهده می‌شود. اگرچه سرعت این افزایش در کشورها یکسان نیست، جهت کلی آن مشترک است. در سال ۲۰۲۴، ایتالیا با میانگین ۳۱.۹ سال در میان کشورهایی قرار داشت که زنان در آن‌ها نخستین فرزند خود را در سن بالاتری به دنیا می‌آورند. در مقابل، بلغارستان با میانگین ۲۶.۹ سال پایین‌ترین عدد را ثبت کرد.

کشورهای اروپای شرقی و مرکزی همچنان سن پایین‌تری برای نخستین فرزندآوری دارند، اما در بسیاری از آن‌ها نیز روند افزایشی دیده می‌شود. بنابراین، تفاوت‌های منطقه‌ای همچنان وجود دارد، اما الگوی کلی روشن است: فرزندآوری در اروپا به سنین بالاتر منتقل شده است.

چرا اروپایی‌ها فرزندآوری را به تعویق می‌اندازند؟

کارشناسان جمعیت‌شناسی تأکید می‌کنند که به‌تعویق‌افتادن فرزندآوری الزاماً به معنای کاهش تمایل به داشتن فرزند نیست. بسیاری از زوج‌ها همچنان تمایل دارند یک یا دو فرزند داشته باشند؛ آنچه تغییر کرده، زمان‌بندی این تصمیم است.

یکی از عوامل اصلی، طولانی‌ترشدن مسیر تحصیل و ورود به بازار کار است. جوانان اروپایی مدت بیشتری را صرف آموزش عالی می‌کنند و ورود آنان به مشاغل پایدار اغلب با تأخیر همراه است. از سوی دیگر، دستیابی به ثبات مالی، تأمین مسکن و شکل‌گیری روابط عاطفی پایدار نسبت به گذشته زمان بیشتری می‌برد. مجموعه این عوامل باعث می‌شود تصمیم برای بچه‌دارشدن به سال‌های پایانی دهه بیست یا دهه سی زندگی منتقل شود.

تأخیر در فرزندآوری با تغییر زمان ازدواج و تشکیل خانواده نیز ارتباط دارد. در مطلب «۱۴ میلیون مجرد در سنین فعال ازدواج؛ از افزایش تجرد تا کاهش فرزندآوری» بررسی کرده‌ایم که چگونه افزایش هزینه‌های زندگی، مسکن، اشتغال ناپایدار و تغییر نگرش‌ها می‌تواند ازدواج و پس از آن فرزندآوری را به تعویق بیندازد.

علاوه بر این، تغییر نگرش‌ها نسبت به زندگی فردی، پیشرفت شغلی و تحقق اهداف شخصی نیز نقش مهمی دارد. برای بسیاری از زنان و مردان، فرزندآوری دیگر نخستین اولویت دوران جوانی نیست و پس از دستیابی به بخشی از اهداف شخصی و حرفه‌ای در دستور کار قرار می‌گیرد.

پیامدهای زیستی و سلامت تأخیر در والدشدن

هرچند دلایل اجتماعی و اقتصادی این تغییر قابل‌درک است، بدن انسان همچنان محدودیت‌های زیستی خود را دارد. با افزایش سن، احتمال کاهش باروری طبیعی بیشتر می‌شود و خطر بعضی عوارض بارداری نیز افزایش می‌یابد. البته سن تنها عامل مؤثر بر باروری نیست و وضعیت سلامت، عوامل ژنتیکی و شرایط فردی نیز اهمیت دارند.

ناهماهنگی میان «زمان مناسب اجتماعی» و «بازه زیستی باروری» یکی از چالش‌های مهم جمعیتی اروپا به شمار می‌رود. برخی زوج‌ها زمانی تصمیم به فرزندآوری می‌گیرند که فرصت زیستی آنان محدودتر شده است. در نتیجه ممکن است نتوانند به تعداد فرزندانی که پیش‌تر در نظر داشته‌اند دست یابند.

سازمان جهانی بهداشت نیز بر اهمیت آگاهی‌رسانی درباره عوامل مؤثر بر باروری، از جمله سن، تأکید می‌کند؛ اما این آگاهی‌بخشی نباید به فشار اجتماعی بر افراد تبدیل شود. تصمیم درباره زمان و تعداد فرزندان، در نهایت حق افراد و خانواده‌هاست و سیاست‌گذار باید شرایطی فراهم کند که این تصمیم با آگاهی و اطمینان بیشتری گرفته شود.

درمان‌های ناباروری؛ فرصت یا چالش جدید؟

افزایش سن فرزندآوری با رشد استفاده از روش‌های کمک‌باروری همراه شده است. بر اساس گزارش انجمن اروپایی تولیدمثل و جنین‌شناسی، در سال ۲۰۲۱ بیش از ۹۱۰ هزار چرخه درمان کمک‌باروری در ۱۱۵۵ مرکز و در ۳۴ کشور اروپایی گزارش شد. این گزارش از افزایش تدریجی تعداد درمان‌های ثبت‌شده در اروپا خبر می‌دهد.

گسترش درمان‌های ناباروری از یک سو امکان فرزندآوری را برای افراد بیشتری فراهم کرده، اما از سوی دیگر چالش‌هایی نیز به همراه دارد. این درمان‌ها ممکن است پرهزینه و از نظر روانی دشوار باشند و دسترسی به آن‌ها نیز در همه کشورها و برای همه گروه‌های اجتماعی یکسان نیست. سازمان جهانی بهداشت نیز نابرابری در دسترسی به خدمات باروری را یکی از چالش‌های مهم نظام‌های سلامت می‌داند.

افزون بر این، پیشرفت فناوری‌های پزشکی ممکن است این تصور نادرست را ایجاد کند که امکان فرزندآوری در هر سنی و بدون محدودیت وجود دارد. درمان‌های کمک‌باروری فرصت‌های مهمی ایجاد کرده‌اند، اما نمی‌توانند همه محدودیت‌های زیستی یا پزشکی را از میان بردارند.

بنابراین سیاست‌گذاری جمعیتی باید هم‌زمان به سه موضوع توجه کند: حمایت اجتماعی از خانواده‌ها، فراهم‌کردن امکان فرزندآوری در زمان موردنظر افراد و ارائه اطلاعات علمی و واقع‌بینانه درباره باروری.

افزایش سن فرزندآوری چه اثری بر آینده جمعیت دارد؟

افزایش سن نخستین فرزندآوری یکی از عوامل مؤثر بر کاهش نرخ باروری در اروپا محسوب می‌شود، اما تنها عامل نیست. بعضی کشورهایی که زنان در آن‌ها دیرتر مادر می‌شوند، همچنان نرخ باروری نسبتاً بالاتری دارند. این تفاوت نشان می‌دهد امنیت شغلی، هزینه مسکن، خدمات مراقبت از کودک، مرخصی والدین و امکان برقراری تعادل میان کار و زندگی نیز در تصمیم خانواده‌ها نقش تعیین‌کننده دارند.

جابجایی فرزندآوری به سنین بالاتر فقط به اروپا محدود نیست. همان‌طور که در مطلب «نرخ تولد در آمریکا؛ زنان بالای ۴۰ سال از مادران نوجوان پیشی گرفتند» بررسی کرده‌ایم، در ایالات متحده نیز سهم تولدها در سنین بالاتر افزایش یافته است.

وقتی فرزندآوری برای مدت طولانی به تعویق می‌افتد، ممکن است فاصله میان فرزندان بیشتر شود یا خانواده‌ها فرصت کمتری برای داشتن تعداد فرزند موردنظر خود داشته باشند. ادامه این روند، همراه با افزایش امید به زندگی، سهم جمعیت سالمند را افزایش می‌دهد و ساختار سنی جامعه را تغییر می‌دهد.

این تغییر برای مخاطبان نسل ریشه اهمیت مستقیمی دارد. کاهش اندازه نسل‌های جوان‌تر می‌تواند در دهه‌های آینده به معنای کاهش نیروی کار، افزایش فشار بر صندوق‌های بازنشستگی، رشد هزینه‌های سلامت و مراقبت و کوچک‌ترشدن شبکه حمایت خانوادگی سالمندان باشد. در مطلب «یک‌پنجم جمعیت کشور تا سال ۲۰۵۰ بالای ۶۵ سال خواهند بود» ابعاد این تحول و ضرورت آمادگی نظام‌های اجتماعی و اقتصادی را توضیح داده‌ایم.

نسل ریشه را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:

مطالب مرتبط:

گفت‌وگو ودیدگاه ها:

اشتراک در دیدگاه‌ها
به من اطلاع بده از:
guest
2 دیدگاه
قدیمی‌ترین
جدیدترین بیشترین رأی