این مقاله با عنوان Fasting as an Adjuvant Therapy for Cancer: Mechanism of Action and Clinical Practice توسط Yichun Xie، Huabin Ye، Zhongjun Liu، Zhiqing Liang، Jinrong Zhu، Rongxin Zhang و Yan Li منتشر شده است. نویسندگان در این مرور علمی بررسی میکنند که روزهداری و رژیمهای شبهروزه چگونه میتوانند بهعنوان درمان «کمکی» در کنار درمانهای استاندارد سرطان به کار روند، چه سازوکارهای مولکولی در این میان نقش دارند، و کاربردهای بالینی آن چیست.
این مقاله ادعا نمیکند که روزهداری بهتنهایی سرطان را درمان میکند؛ بلکه آن را بهعنوان یک راهبرد مکمل در کنار شیمیدرمانی، رادیوتراپی و داروهای ضدسرطان بررسی میکند.
چرا نویسندگان معتقدند روزهداری میتواند بر سرطان اثر بگذارد؟
نویسندگان توضیح میدهند که سلولهای سرطانی از نظر متابولیکی با سلولهای طبیعی متفاوتاند. آنها جذب گلوکز بالاتری دارند، مسیرهای سیگنالینگ رشد در آنها بهطور غیرطبیعی فعال است و عملکرد میتوکندری آنها تغییر کرده است. این پدیده که نخستینبار توسط Otto Warburg توصیف شد، به «اثر واربورگ» معروف است؛ یعنی اتکای بالای سلول سرطانی به گلیکولیز حتی در حضور اکسیژن.
بر اساس مقاله، روزهداری باعث کاهش سطح گلوکز خون، انسولین، IGF-1، گلوکاگون، هورمون رشد و برخی گلوکوکورتیکوئیدها میشود. این تغییرات میتواند محیط متابولیکی بدن را بهگونهای تغییر دهد که رشد تومور محدود شود. همچنین افزایش پروتئینهای متصلشونده به IGF و افزایش اجسام کتونی ممکن است وابستگی سلولهای توموری به متابولیسم درونی خودشان را بیشتر کرده و آنها را به سمت آپوپتوز سوق دهد.
نویسندگان تأکید میکنند که ترکیب روزهداری یا رژیم شبهروزه با شیمیدرمانی یا پرتودرمانی در مدلهای پیشبالینی، اثر ضدسرطانی بیشتری نسبت به درمان بهتنهایی نشان داده است.
چه انواعی از روزهداری در مقاله بررسی شده است؟
مقاله چهار نوع اصلی را طبقهبندی میکند:
کاهش کالری (CR): کاهش ۲۰ تا ۴۰ درصدی کالری دریافتی بدون سوءتغذیه. در مدلهای حیوانی، این روش باعث کاهش بروز تومور تا ۷۵ درصد در جوندگان و حدود ۵۰ درصد در میمون رزوس گزارش شده است.
روزهداری متناوب (IF): شامل الگوهایی مانند ۱۶ ساعت ناشتایی روزانه، یک روز در میان، یا دو روز در هفته. این روش از طریق فعالسازی AMPK و مهار mTOR موجب فعال شدن اتوفاژی و مهار مسیرهای آنابولیک میشود.
محدودیت زمانی غذا خوردن (TRF): محدود کردن مصرف غذا به بازهای حدود ۱۰ ساعت در روز بدون کاهش کالری کل. این روش نیز بر هورمونهایی مانند لپتین، انسولین و GLP-1 اثر میگذارد.
رژیم شبهروزه (FMD): رژیمی کمکالری، کمپروتئین و نسبتاً پرچرب که اثرات متابولیکی روزه کامل را تقلید میکند اما امکان دریافت مقدار محدودی غذا را میدهد. نویسندگان آن را از نظر عملی و ایمنی، قابلاجراتر از روزه کامل میدانند.
مقاله توضیح میدهد که با وجود تفاوتهای مکانیزمی، همه این روشها از طریق بازبرنامهریزی متابولیک، تقویت اتوفاژی، و تعدیل پاسخ ایمنی میتوانند بر روند تومور اثر بگذارند.
بازبرنامهریزی متابولیک؛ هسته مرکزی استدلال مقاله
نویسندگان شرح میدهند که روزهداری با اثرگذاری بر مسیرهای PI3K–AKT–mTOR، AMPK و HIF-1α میتواند گلیکولیز بیشفعال در سلولهای توموری را مهار کند. کاهش دریافت گلوکز و تغییر در تولید لاکتات، سلول سرطانی را وادار به افزایش اکسیداسیون میتوکندریایی میکند که میتواند به افزایش ROS، آسیب DNA و در نهایت مرگ سلولی منجر شود.
مقاله تأکید میکند که هدفگیری اختلالات متابولیک تومور میتواند حساسیت به دارو را افزایش دهد. بنابراین، روزهداری بهعنوان ابزاری برای «بازبرنامهریزی متابولیک» معرفی میشود.

اتوفاژی؛ نقش دوگانه در سرطان
نویسندگان توضیح میدهند که روزهداری یکی از قویترین محرکهای اتوفاژی است. اتوفاژی با تجزیه پروتئینها و اندامکهای آسیبدیده، تعادل درونسلولی را حفظ میکند. با این حال، مقاله تصریح میکند که نقش اتوفاژی در سرطان دوگانه است: در مراحل اولیه ممکن است مانع پیشرفت تومور شود، اما در مراحل پیشرفته میتواند به بقای سلول سرطانی کمک کند و حتی مقاومت به شیمیدرمانی را افزایش دهد.
بنابراین مقاله نتیجه قطعی نمیدهد که افزایش اتوفاژی همیشه به نفع مهار سرطان است؛ بلکه آن را وابسته به مرحله و نوع تومور میداند.
پاسخ افتراقی به استرس؛ چرا سلول سالم و سرطانی متفاوت واکنش میدهند؟
یکی از مفاهیم کلیدی مقاله «پاسخ افتراقی به استرس» است. بهدلیل جهش در انکوژنها مانند RAS، AKT، mTOR و c-Myc، سلولهای سرطانی نمیتوانند مانند سلولهای سالم وارد حالت محافظتی در شرایط کمبود انرژی شوند. در مقابل، سلولهای سالم در زمان روزهداری وارد وضعیت تقسیم آهسته و مقاوم به استرس میشوند.
بر اساس مقاله، این تفاوت میتواند باعث شود سلولهای سالم در برابر آسیب شیمیدرمانی محافظت شوند، در حالی که سلولهای سرطانی آسیبپذیرتر شوند.
تأثیر بر سیستم ایمنی
مقاله گزارش میکند که روزهداری میتواند تعداد لنفوسیتهای CD8+ نفوذکننده به تومور را افزایش دهد و سلولهای T تنظیمی (Treg) سرکوبگر ایمنی را کاهش دهد. همچنین ترکیب FMD با دوکسوروبیسین یا سایر داروها در مدلهای حیوانی باعث افزایش سلولهای کشنده تومور شده است.
با این حال، مقاله یادآور میشود که ریزمحیط تومور اغلب دچار سرکوب ایمنی موضعی است و پاسخ ایمنی ممکن است محدود باشد.
کاربردهای بالینی؛ چه شواهدی در انسان وجود دارد؟
نویسندگان میگویند در مدلهای موشی، روزهداری رشد تومور را مهار کرده و پاسخ به شیمیدرمانی را تقویت کرده است. در برخی مطالعات انسانی اولیه نیز گزارش شده که روزهداری یا FMD ممکن است عوارض شیمیدرمانی را کاهش دهد، افت گلبول قرمز و پلاکت را کمتر کند و از سلولهای طبیعی در برابر آسیب DNA محافظت کند.
در سرطان پستان، ترکیب FMD با شیمیدرمانی باعث افزایش سلولهای ایمنی مؤثر و تأخیر در پیشرفت تومور شده است. در سرطان کولورکتال، روزهداری موجب کند شدن چرخه سلولی تومور در زمان درمان شده است. در سرطان پانکراس و سرطان کبد نیز گزارش شده که روزهداری میتواند اثر داروهایی مانند سورافنیب را تقویت کند.
با این حال، مقاله تأکید میکند که این یافتهها عمدتاً مقدماتیاند و به مطالعات بالینی بزرگتر نیاز است.
ملاحظات و محدودیتهای بالینی
نویسندگان تصریح میکنند که پایبندی طولانیمدت به رژیمهای شدید دشوار است و ممکن است برای کودکان، سالمندان، افراد دچار سوءتغذیه یا بیماریهای مزمن مناسب نباشد. همچنین اشاره میشود که چرخههای روزه و تغذیه مجدد باید با احتیاط بررسی شوند، زیرا بازتغذیه ممکن است بازسازی سلولی شدید و حتی افزایش تومورزایی را تحریک کند.
در پایان، مقاله نتیجه میگیرد که رژیمهای شبهروزه میتوانند شاخصهای متابولیک را بهبود دهند و در ترکیب با درمانهای استاندارد، اثربخشی را افزایش و عوارض را کاهش دهند؛ اما برای تعیین سود قطعی بیماران، به پژوهشهای بیشتری نیاز است.
جمعبندی دقیق از موضع مقاله
این مقاله روزهداری را درمان مستقل سرطان معرفی نمیکند. موضع آن این است که روزهداری و بهویژه رژیمهای شبهروزه میتوانند از طریق بازبرنامهریزی متابولیک، فعالسازی اتوفاژی، تعدیل سیستم ایمنی و ایجاد پاسخ افتراقی به استرس، اثر درمانهای ضدسرطان را تقویت کنند. در عین حال، نویسندگان محدودیتها، خطرات بالقوه و نیاز به مطالعات بیشتر را بهصراحت مطرح میکنند