با تغییر سبک زندگی، افزایش اشتغال والدین و جابهجاییهای شهری، نقش پدربزرگها و مادربزرگها در مراقبت از نوهها بیش از گذشته پررنگ شده است. این نقش میتواند برای سالمندان منبعی از معنا، پیوند عاطفی و احساس مفید بودن باشد، اما در برخی شرایط به فشار روانی و فرسودگی نیز منجر میشود.
مقالهای که میخوانید، به نویسندگی Jiajing Hu، Nan Zhang و Patreeya Kitcharoen و حاصل یک پژوهش دانشگاهی است که در سال 2025 در نشریه علمی معتبر Frontiers in Public Health منتشر شده و به بررسی رابطه میان مراقبت پدربزرگها و مادربزرگها از نوهها و سلامت روان آنها میپردازد. این مطلب با تمرکز بر یافتههای اصلی پژوهش و به زبان ساده، برای مخاطبان عمومی «نسل ریشه» بازنویسی شده است.
پژوهشگران در این مطالعه، مجموعهای از تحقیقات بینالمللی را مرور کردهاند تا ببینند مراقبت از نوهها چه تأثیری بر افسردگی و فشار روانی پدربزرگها و مادربزرگها دارد.
مراقبت از نوه؛ منبع آرامش یا عامل فشار؟
یافتههای این پژوهش نشان میدهد که مراقبت از نوهها ذاتاً نه خوب است و نه بد؛ همهچیز به «چگونگی» و «شدت» آن بستگی دارد. در بسیاری از مطالعات، پدربزرگها و مادربزرگهایی که بهصورت داوطلبانه و در حد متعادل از نوههای خود مراقبت میکنند، احساس مفید بودن، پیوند عاطفی عمیقتر و رضایت بیشتری از زندگی گزارش کردهاند. این احساس معنا میتواند نقش محافظتی در برابر افسردگی داشته باشد.
در مقابل، زمانی که مراقبت بهصورت اجباری، طولانیمدت یا بدون حمایت خانواده انجام میشود، احتمال بروز خستگی روانی، خشم فروخورده و نشانههای افسردگی افزایش پیدا میکند. پژوهشها نشان میدهند مراقبت تماموقت، بهویژه در سالمندانی که خود با مشکلات جسمی یا مالی روبهرو هستند، میتواند فشار روانی قابلتوجهی ایجاد کند.
اختلاف تربیتی و تنشهای پنهان
یکی از یافتههای مهم مقاله به نقش تعارضهای تربیتی اشاره دارد. زمانی که شیوه تربیت پدربزرگ و مادربزرگ با والدین کودک تفاوت جدی دارد و درباره آن گفتوگوی روشنی صورت نگرفته، این اختلاف میتواند به تنش عاطفی منجر شود. این تنشها گاهی به شکل خشم پنهان، احساس نادیدهگرفتهشدن یا کاهش عزتنفس در سالمندان بروز میکند.
پژوهشگران تأکید میکنند که «دوتربیتی شدن کودک» فقط برای نوهها چالشبرانگیز نیست، بلکه برای پدربزرگها و مادربزرگها نیز منبع استرس روانی است، بهویژه زمانی که نقش آنها در خانواده بهروشنی تعریف نشده باشد.
چه عواملی از سلامت روان پدربزرگها و مادربزرگها محافظت میکند؟
مرور مطالعات نشان میدهد چند عامل میتواند اثرات منفی مراقبت از نوهها را کاهش دهد:
نخست، حمایت عاطفی و عملی خانواده؛ وقتی فرزندان قدردان زحمات والدین خود هستند و مسئولیتها را تقسیم میکنند، فشار روانی بهطور محسوسی کمتر میشود. دوم، محدود بودن زمان مراقبت؛ مراقبت پارهوقت اغلب با احساس رضایت و نه فرسودگی همراه است. سوم، حق انتخاب؛ سالمندانی که احساس میکنند میتوانند «نه» بگویند، کمتر دچار خشم و افسردگی میشوند.
پیام این پژوهش برای خانوادهها
یافتههای این مقاله علمی نشان میدهد مراقبت از نوهها میتواند برای پدربزرگها و مادربزرگها هم فرصت باشد و هم تهدید. اگر این نقش با احترام، گفتوگو و حمایت همراه شود، به تقویت سلامت روان و پیوندهای خانوادگی کمک میکند. اما اگر بهصورت وظیفهای سنگین و بدون مرز مشخص تحمیل شود، ممکن است به خشم پنهان، فرسودگی و افسردگی منجر شود.
برای خانوادهها، پیام روشن است: سپردن کودک به پدربزرگ و مادربزرگ فقط یک راهحل مراقبتی نیست، بلکه یک رابطه انسانی حساس است که نیاز به توجه، هماهنگی تربیتی و مراقبت از سلامت روان سالمندان دارد.