تاریخ انتشار:

۱۴۰۴-۰۹-۲۹

نویسنده:

تیم تحریریه

مینیمالیسم بعد از ۵۰ سالگی؛ چگونه با کمتر داشتن، معنادارتر زندگی کنیم؟

37

زمان مطالعه:

9

دقیقه

سرفصل های نوشته

نگاهی به کتاب «مینیمالیسم؛ زندگی معنادار» اثر جاشوا فیلدز میلبِرن و رایان نیکودیموس

میانسالی و سال‌های پس از ۵۰، برای بسیاری از ما زمان بازنگری در داشته‌ها، عادت‌ها و اولویت‌های زندگی است؛ دوره‌ای که ممکن است خانه و ذهنمان از وسایلی که دیگر استفاده نمی‌کنیم، مسئولیت‌های غیرضروری و روابطی که از روی عادت ادامه یافته‌اند، انباشته شده باشد. در چنین شرایطی، ساده‌تر زندگی‌کردن فقط به معنای خلوت‌کردن کمدها نیست؛ می‌تواند راهی برای آزادکردن زمان و انرژی و تمرکز دوباره بر سلامتی، روابط عمیق، آرامش و تجربه‌های معنادار باشد.

در این مطلب از «نسل ریشه»، با الهام از کتاب «مینیمالیسم؛ زندگی معنادار» اثر جاشوا فیلدز میلبِرن و رایان نیکودیموس، بررسی می‌کنیم که کم‌کردن آگاهانه اضافات چگونه می‌تواند به زندگی متعادل‌تر و هدفمندتر در میانسالی و سالمندی کمک کند. مینیمالیسم در این نگاه، محروم‌کردن خود یا کنارگذاشتن همه دارایی‌ها نیست؛ بلکه انتخاب چیزهایی است که واقعاً برای ما ارزش دارند.

مینیمالیسم چیست و چه چیزی نیست؟

وقتی از مینیمالیسم صحبت می‌شود، ممکن است نخستین تصویر، خانه‌ای تقریباً خالی یا کمدی با چند دست لباس باشد. اما جاشوا فیلدز میلبِرن و رایان نیکودیموس، مینیمالیسم را فقط یک سبک دکوراسیون یا مسابقه‌ای برای کمتر داشتن نمی‌دانند.

از نگاه آنها، مینیمالیسم ابزاری برای شناسایی چیزهای مهم زندگی است. هدف این نیست که همه دارایی‌ها را کنار بگذاریم، بلکه باید ببینیم هر وسیله، رابطه، فعالیت یا تعهد چه نقشی در زندگی ما دارد. آیا به ما کمک می‌کند یا فقط فضای خانه و ذهنمان را اشغال کرده است؟

بنابراین، مینیمالیسم با فقر یا محرومیت تفاوت دارد. ممکن است فردی کتاب‌های فراوانی داشته باشد و همچنان مینیمالیست باشد، زیرا این کتاب‌ها برای او ارزش و معنا دارند. مسئله اصلی تعداد دارایی‌ها نیست؛ بلکه رابطه ما با آنهاست.

چرا مینیمالیسم فقط درباره وسایل خانه نیست؟

یکی از نکات اصلی کتاب این است که شلوغی فقط در کمد و انباری دیده نمی‌شود. گاهی برنامه روزانه ما از قرارهای کم‌اهمیت پر شده، ذهنمان درگیر نگرانی‌های پراکنده است یا روابطی را ادامه می‌دهیم که دیگر صمیمی و معنادار نیستند.

انجمن روان‌شناسی آمریکا در گفت‌وگویی با جوزف فراری، استاد روان‌شناسی دانشگاه دی‌پل، به ارتباط میان محیط‌های شلوغ، استرس، اضطراب و کاهش احساس رضایت از فضای زندگی اشاره کرده است. پژوهش‌ها البته نمی‌گویند هر خانه پر از وسیله الزاماً ناسالم است؛ مسئله از جایی آغاز می‌شود که شلوغی، استفاده از خانه یا آرامش فرد را مختل کند. گزارش انجمن روان‌شناسی آمریکا درباره تأثیر شلوغی محیط را بخوانید.

برای مخاطبان بالای ۵۰ سال، خلوت‌کردن ذهن و برنامه روزانه نیز به اندازه مرتب‌کردن خانه اهمیت دارد. در مطلب سلامت روان پس از ۵۰ سالگی در نسل ریشه نیز توضیح داده‌ایم که سلامت روان در این دوره فقط به نبود اختلال روانی محدود نمی‌شود و با فعالیت ذهنی، ارتباطات اجتماعی و احساس هدفمندی پیوند دارد.

مینیمالیسم بعد از ۵۰ سالگی چه معنایی دارد؟

پس از چند دهه زندگی، طبیعی است که اشیا، اسناد، لباس‌ها و یادگاری‌های فراوانی در خانه جمع شده باشند. برخی از آنها همچنان کاربرد یا ارزش عاطفی دارند، اما بعضی دیگر فقط به این دلیل نگهداری می‌شوند که زمانی برایشان هزینه کرده‌ایم یا تصور می‌کنیم شاید روزی به کار بیایند.

تغییراتی مانند رفتن فرزندان از خانه، بازنشستگی، کوچک‌ترکردن محل زندگی یا تغییر توان جسمی نیز ممکن است ضرورت این بازنگری را بیشتر کنند. این تغییرات صرفاً مادی نیستند؛ برای مثال، ترک خانه توسط فرزندان می‌تواند نقش‌ها و برنامه روزمره والدین را تغییر دهد. در مطلب سندروم آشیانه خالی و والدین بالای ۵۰ سال درباره پیامدهای روانی این مرحله و راه‌های سازگاری با آن بیشتر نوشته‌ایم.

مینیمالیسم در این سنین به معنای پاک‌کردن گذشته یا دورریختن خاطرات نیست. هدف این است که میان خاطره و شیء تفاوت بگذاریم و از میان یادگاری‌ها، مواردی را نگه داریم که واقعاً برایمان معنادارند. می‌توان از برخی یادگاری‌ها عکس گرفت، اسناد را دیجیتال کرد یا اشیای قابل استفاده را به کسی بخشید که به آنها نیاز دارد.

شلوغی خانه و زندگی مستقل در سالمندی

خلوت‌کردن خانه فقط موضوعی مربوط به زیبایی یا آرامش ذهنی نیست. پژوهشی درباره سالمندان نشان داده است که شلوغی بیش از اندازه خانه می‌تواند رفت‌وآمد ایمن را دشوار کند و با افزایش خطر زمین‌خوردن، توانایی فرد برای ادامه زندگی مستقل را تحت تأثیر قرار دهد. متن این پژوهش در پایگاه کتابخانه ملی پزشکی آمریکا در دسترس است.

پژوهش دیگری از هلنا سوانسون و جوزف فراری نیز رابطه میان شلوغی خانه، احساس تعلق به خانه و بهزیستی ذهنی را در بزرگسالان جوان‌تر و سالمندان بررسی کرده است. نتایج این مطالعه نشان می‌دهد سن می‌تواند بر نوع رابطه فرد با شلوغی و فضای خانه تأثیر بگذارد؛ بنابراین خلوت‌سازی در سالمندی باید تدریجی، شخصی و متناسب با وابستگی‌های عاطفی فرد باشد. این پژوهش در مجله Behavioral Sciences منتشر شده است.

کمتر داشتن چگونه می‌تواند آزادی بیشتری ایجاد کند؟

هر چیزی که وارد زندگی ما می‌شود، فقط قیمت خرید ندارد. وسایل به فضا، مراقبت، تعمیر و نظم‌دهی نیاز دارند. تعهدات نیز بخشی از وقت و تمرکز ما را مصرف می‌کنند و سبک زندگی پرهزینه ممکن است فرد را به ادامه کاری وادار کند که دیگر رضایت چندانی از آن ندارد.

از این منظر، کمتر داشتن می‌تواند امکان انتخاب بیشتری ایجاد کند. وقتی هزینه‌ها و مسئولیت‌های غیرضروری کاهش می‌یابند، ممکن است زمان بیشتری برای خانواده، دوستان، فعالیت بدنی، یادگیری، سفر، کار داوطلبانه یا دنبال‌کردن علاقه‌ای قدیمی باقی بماند.

روابط اجتماعی نیز نباید قربانی برداشت نادرست از مینیمالیسم شوند. هدف، حذف افراد از زندگی نیست؛ بلکه توجه بیشتر به روابط سالم و معنادار است. مطلب چرا میانسالان بیش از گذشته احساس تنهایی می‌کنند؟ در نسل ریشه نشان می‌دهد چرا حفظ ارتباطات اجتماعی در میانسالی و سال‌های پس از آن اهمیت دارد.

آیا مینیمالیسم برای همه یکسان است؟

یکی از جنبه‌های قابل‌توجه کتاب، تأکید بر نبودن یک نسخه ثابت برای همه است. ممکن است فردی در خانه‌ای کوچک با وسایل اندک احساس آرامش کند و فردی دیگر به ابزارهای متعدد برای کار، هنر یا سرگرمی خود نیاز داشته باشد.

بنابراین، مینیمالیسم را نباید با عدد سنجید. داشتن ۱۰ لباس لزوماً بهتر از داشتن ۵۰ لباس نیست. پرسش مهم این است که آیا این وسایل استفاده می‌شوند، با شرایط زندگی فرد هماهنگ‌اند و نگهداری از آنها بار اضافی ایجاد نمی‌کند؟

این انعطاف‌پذیری، مینیمالیسم را از مجموعه‌ای از قوانین سختگیرانه به مسیری شخصی تبدیل می‌کند؛ مسیری که هر فرد می‌تواند براساس نیازها، ارزش‌ها، شرایط خانوادگی و مرحله زندگی خود آن را تعریف کند.

چگونه مینیمالیسم را بدون تصمیم‌های هیجانی آغاز کنیم؟

برای شروع لازم نیست خانه را یک‌باره خالی کنیم. تغییرهای تدریجی معمولاً عملی‌تر و پایدارترند. می‌توان از یک کشو، قفسه یا بخش کوچک خانه شروع کرد و وسایل را در سه گروه قرار داد: پرکاربرد، معنادار و غیرضروری.

مینیمالیسم را می‌توان به برنامه روزانه نیز گسترش داد. حذف یک تعهد غیرضروری، محدودکردن زمان حضور در شبکه‌های اجتماعی یا اختصاص‌دادن بخشی از هفته به فعالیتی لذت‌بخش، نمونه‌هایی از ساده‌سازی زندگی‌اند.

فضای آزادشده می‌تواند به فرصتی برای خلاقیت و یادگیری تبدیل شود. در مطلب آیا خلاقیت مغز را جوان نگه می‌دارد؟ در نسل ریشه، درباره نقش فعالیت‌هایی مانند موسیقی، نقاشی، نوشتن و یادگیری مهارت‌های تازه پس از ۵۰ سالگی توضیح داده‌ایم.

این کتاب برای چه کسانی مناسب است؟

«مینیمالیسم؛ زندگی معنادار» می‌تواند برای افرادی مناسب باشد که احساس می‌کنند خانه، ذهن یا برنامه روزانه‌شان بیش از اندازه شلوغ شده است. همچنین کسانی که در آستانه بازنشستگی، تغییر محل زندگی، مستقل‌شدن فرزندان یا آغاز مرحله‌ای تازه قرار دارند، ممکن است در این کتاب پرسش‌های قابل‌تأملی پیدا کنند.

بااین‌حال، کتاب بیشتر الهام‌بخش و تأمل‌برانگیز است تا یک پژوهش دانشگاهی یا راهنمای تخصصی. برخی ایده‌ها نیز ممکن است برای خوانندگانی که پیش‌تر با مینیمالیسم آشنا هستند، تکراری به نظر برسند. ارزش اصلی اثر در ایجاد انگیزه برای بازنگری در اولویت‌ها و تعریف شخصی موفقیت و رضایت است.

کمتر، اما معنادارتر

مینیمالیسم قرار نیست از ما بخواهد همه‌چیز را کنار بگذاریم. این نگاه از ما می‌خواهد میان چیزهایی که صرفاً زندگی را پر کرده‌اند و چیزهایی که واقعاً به آن معنا می‌دهند، تفاوت قائل شویم.

در میانسالی و سال‌های پس از ۵۰، این بازنگری می‌تواند فرصتی برای آغاز مرحله‌ای تازه باشد؛ مرحله‌ای که در آن تصمیم‌ها کمتر تحت تأثیر عادت، مقایسه و انتظار دیگران قرار می‌گیرند. شاید زندگی بهتر همیشه با اضافه‌کردن ساخته نشود؛ گاهی لازم است آگاهانه کم کنیم تا برای سلامتی، روابط، آرامش و تجربه‌های مهم‌تر جای بیشتری باز شود.

نسل ریشه را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:

مطالب مرتبط:

گفت‌وگو ودیدگاه ها:

اشتراک در دیدگاه‌ها
به من اطلاع بده از:
guest
0 دیدگاه
قدیمی‌ترین
جدیدترین بیشترین رأی