جمعیت یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت و توسعه در هر جامعه به شمار میآید. آنچه برای سیاستگذاران اهمیت دارد تنها تعداد جمعیت نیست، بلکه ساختار سنی آن است؛ یعنی نسبت جمعیت جوان، میانسال و سالمند. این ساختار تعیین میکند که یک کشور در حوزههایی مانند اقتصاد، بازار کار، نظام رفاهی، آموزش و خدمات درمانی با چه نیازها و چالشهایی روبهرو خواهد بود.
اهمیت ساختار سنی جمعیت در برنامهریزی کشورها
در جوامعی که جمعیت جوان سهم بالایی دارد، فرصت مهمی برای رشد اقتصادی و اجتماعی ایجاد میشود؛ به شرط آنکه زیرساختهای لازم برای آموزش، اشتغال، مسکن و تشکیل خانواده فراهم شود. اگر این زیرساختها بهموقع تأمین نشود، فرصت جمعیتی میتواند به چالشهایی مانند بیکاری گسترده، تأخیر در ازدواج و مهاجرت نیروی انسانی تبدیل شود.
در مقابل، اگر جمعیت یک کشور به سمت سالمندی حرکت کند، نیاز به برنامهریزی در حوزههایی مانند خدمات درمانی، مراقبت از سالمندان، نظامهای بازنشستگی و حمایتهای اجتماعی افزایش مییابد. به همین دلیل سیاستهای جمعیتی در بسیاری از کشورها بخشی مهم از برنامههای کلان توسعه به شمار میرود.
نگاهی به تجربه جهانی نشان میدهد که بسیاری از کشورها با چالش تغییرات جمعیتی روبهرو هستند. برای مثال ژاپن یکی از کشورهایی است که با سرعت بالایی به سمت سالمندی جمعیت حرکت کرده است. کاهش نرخ تولد و افزایش امید به زندگی باعث شده میانگین سنی جامعه در این کشور افزایش یابد. دولت ژاپن در سالهای اخیر با سیاستهایی مانند حمایت مالی از خانوادهها، توسعه خدمات مراقبت از کودک و ایجاد تعادل میان کار و زندگی تلاش کرده خانوادهها را به فرزندآوری بیشتر تشویق کند.
بسیاری از کشورهای اروپایی نیز با مسئله کاهش باروری و سالمندی جمعیت مواجه هستند. کشورهایی مانند ایتالیا، آلمان و اسپانیا سالهاست با نرخ باروری پایینتر از سطح جانشینی روبهرو هستند. به همین دلیل علاوه بر توسعه خدمات مربوط به سالمندان، سیاستهای حمایتی متعددی برای افزایش فرزندآوری اجرا کردهاند؛ از پرداخت کمکهزینه فرزند و مرخصیهای طولانیمدت والدین گرفته تا گسترش مهدکودکها و خدمات مراقبت از کودک. با این حال در بسیاری از این کشورها هنوز نرخ باروری به سطح مطلوب بازنگشته است، هرچند کشورهایی مانند فرانسه و سوئد توانستهاند با سیاستهای پایدارتر، این شاخص را تا حدودی افزایش دهند.
در ایالات متحده آمریکا نیز روند کاهش نرخ باروری در سالهای اخیر مشاهده میشود، اما به دلیل ساختار جمعیتی متنوع و نقش مهاجرت، سرعت سالمندی جمعیت در این کشور نسبت به برخی کشورهای توسعهیافته کمتر است. با این حال موضوع حمایت از خانواده و فراهم کردن شرایط مناسب برای تربیت فرزند همچنان در سیاستگذاریهای اجتماعی و اقتصادی این کشور مورد توجه قرار دارد.
روند کاهشی موالید و باروری در ایران
در کنار این تحولات جهانی، ایران نیز در سالهای اخیر با تغییرات مهمی در ساختار جمعیتی خود روبهرو شده است. رئیس مرکز جوانی جمعیت، سلامت خانواده و مدارس وزارت بهداشت نسبت به شتاب کاهش موالید، افت ازدواج و حرکت تدریجی کشور به سمت سالمندی جمعیت هشدار داده است.
به گفته رضا سعیدی، اگر روند فعلی کاهش تولدها ادامه پیدا کند، ایران طی ۱۰ تا ۱۵ سال آینده به نقطه صفر رشد جمعیت خواهد رسید و پس از آن وارد روند منفی جمعیتی میشود؛ وضعیتی که اکنون برخی کشورهای اروپایی مانند ایتالیا و لهستان با آن روبهرو هستند.
آمارهای رسمی نیز نشان میدهد تعداد تولدها در کشور روندی کاهشی دارد. در سال ۱۴۰۳ حدود ۹۷۳ هزار ولادت ثبت شده بود، اما این رقم در سال ۱۴۰۴ به حدود ۸۹۲ هزار تولد کاهش یافته است؛ یعنی نزدیک به ۱۰ درصد افت در تعداد موالید طی یک سال. در همین بازه زمانی حدود ۴۵۰ هزار مورد فوت ثبت شده که در مجموع رشد جمعیت کشور را به حدود نیم درصد رسانده است.
یکی از شاخصهای مهم در بررسی وضعیت جمعیت، نرخ باروری کلی یا TFR است؛ شاخصی که نشان میدهد هر زن در سنین باروری به طور متوسط چند فرزند به دنیا میآورد. این شاخص در ایران حدود چهار دهه پیش بین ۶.۵ تا ۷ فرزند بود، اما اکنون به حدود ۱.۴ تا ۱.۵ فرزند رسیده است. در حالی که برای حفظ سطح جمعیت، این عدد باید حداقل ۲.۱ فرزند باشد. پایینتر بودن این شاخص به معنای حرکت تدریجی جامعه به سمت سالمندی و در نهایت کاهش جمعیت است.
ازدواج، سلامت باروری و آینده جمعیت کشور
در سالهای اخیر سیاستهای مختلفی برای حمایت از خانواده و افزایش فرزندآوری در کشور تدوین شده است؛ از جمله سیاستهای کلی جمعیت، سیاستهای کلی خانواده، قانون حمایت از جوانی جمعیت و برنامه هفتم توسعه. با این حال کارشناسان معتقدند عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی همچنان تأثیر قابل توجهی بر تصمیم خانوادهها درباره فرزندآوری دارند.
یکی دیگر از عوامل مهم در وضعیت جمعیتی کشور، کاهش ازدواج است. بر اساس آمارهای رسمی، در سال ۱۴۰۳ حدود ۴۷۰ هزار ازدواج در کشور ثبت شده بود، اما این عدد در سال گذشته به حدود ۴۳۱ هزار مورد کاهش یافته است. این در حالی است که در دهههای گذشته تعداد ازدواجها در برخی سالها به حدود ۸۰۰ هزار تا یک میلیون مورد نیز میرسید. همچنین سن ازدواج نسبت به پنج دهه گذشته افزایش یافته و فاصله میان ازدواج تا تولد نخستین فرزند نیز از حدود دو سال به بیش از چهار سال رسیده است.
در کنار این چالشها، نظام سلامت کشور در حوزه بهبود شاخصهای سلامت مادر و کودک دستاوردهای قابل توجهی داشته است. نرخ مرگ نوزادان از حدود ۱۲۰ مورد در هر هزار تولد زنده در ابتدای انقلاب به حدود ۸ تا ۱۰ مورد کاهش یافته است. همچنین مرگ کودکان زیر پنج سال از ۱۸۰ مورد به حدود ۱۷ مورد رسیده و مرگ مادران باردار نیز از حدود ۲۵۰ مورد در هر صد هزار تولد به حدود ۲۰ تا ۲۳ مورد کاهش یافته است. این پیشرفتها باعث شده امید به زندگی در کشور از حدود ۵۰ سال به حدود ۷۷ سال افزایش یابد.
روز ملی جمعیت فرصتی است برای توجه دوباره به اهمیت تحولات جمعیتی و ضرورت برنامهریزی بلندمدت در این حوزه. تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که مدیریت تغییرات جمعیتی نیازمند سیاستهای پایدار، حمایت از خانوادهها، تسهیل ازدواج و فراهم کردن شرایط مناسب برای فرزندآوری است. جمعیت در نهایت مهمترین سرمایه انسانی هر کشور به شمار میآید و آینده توسعه جوامع تا حد زیادی به نحوه مدیریت این سرمایه وابسته است.