کارگر، ستون خاموش چرخهای زندگی است؛ کسی که با عرق پیشانیاش، خانهها را روشن، کارخانهها را گرم و شهرها را زنده نگه میدارد. او هر سحر، پیش از طلوع، دل به کار میسپارد و شب، با باری از خستگی بر دوش، به خانه بازمیگردد. اما در تمام این سالها، سهمش از سفره عدالت، کمتر از آن بوده که شایستهاش است.در کشوری که بر اهمیت کار و تولید تاکید می شود، کارگر هنوز در حاشیۀ منزلت و معیشت ایستاده است.
قدرت چانهزنی او در نهادهای سیاست گذار محدود و صدایش در هیاهوی تصمیمگیریها کمرمق است. تورمِ بیامان، حقوقی که از نخستین روز ماه کمتر از هزینههای زندگی است، قراردادهای موقت، تبعیض، نبود امنیت شغلی و افزایش فاصله طبقاتی، تصویری تلخ از واقعیتی میسازد که سالهاست ادامه دارد.اما تلختر از همه، روزهایی است که کارگر به پایان مسیر خدمتش نزدیک میشود. نامش را بازنشستگی میگذارند، اما برای بسیاری از آنان این پایان کار کردن نیست، آغاز مبارزهای تازه است. بازنشستهای که دیگر توانش کمتر، اما خرج و دغدغهاش بیشتر شده است.
او سالها کار کرده تا جامعه بایستد، اما امروز جامعه باید برای او بایستد اما دو طرف این ترازو برابر نیست!چگونه میشود دستانی که عمرشان را صرف ساختن کردند، در بازنشستگی به جای آسایش، در جستوجوی یک لقمه نان باشند؟ چگونه میشود مردی که با صداقت و قوت بازوانش چرخ تولید را چرخانده، حالا برای دریافت حقوقی ناچیز، روزها میان صفهای طولانی بیمه و درمان بماند؟اتحادیهها و نهادهای صنفی باید فراتر از نام و تابلو حرکت کنند؛ نمایندگان واقعی کارگران تنها زمانی مؤثرند که صدای دردمندان را به زبان آمار و عدالت به گوش تصمیمسازان برسانند.
آنچه امروز بیش از هر چیز نیاز است، نه فقط وعده و شعار، بلکه تصمیمی شفاف، عادلانه و انسانی برای بازگرداندن کرامت به زندگی کارگران و بازنشستگان است. کارگران، نه بدهکار جامعهاند و نه منتظر ترحم؛ آنان سازندگان امیدند.روز کارگر، فقط روز تقدیر از زحمت نیست، بلکه یادآوری مسئولیتی است که همه ما در قبال انسانهایی داریم که با تلاششان جهان را میسازند. آنچه ما در نسل ریشه به دنبال آن هستیم تا مثبت ۵۰ سالگی بهتری را برای بازنشستگان و یا افراد در آستانه بازنشستگی فراهم کنیم در مسیر رویافروشی، پکیج های سبک زندگی و… نیست بلکه با علم به این تبعیض های نهادی و سیستماتیک است.
با آگاهی نسبت به این وضعیت نابرابر، چاره ای به تغییر رویکرد به زندگی نداریم درعین حال که نسبت به وضعیت هم انتقاد داریم پس به احترام تمام دستان پینهبستهای که از کار ایستادند، اما هنوز در دلِ سهمگین زندگی تلاش میکنند، روز کارگر را تبریک میگوییم. باشد که روزی، تبریک ما طعم عدالت داشته باشد، نه فقط تعارف و عادت!