به گزارش نسل ریشه، نزدیک به ۱۲ درصد جمعیت ایران ۶۰ ساله و بیشتر و حدود ۸ درصد بالای ۶۵ سال هستند. این اعداد هنوز ممکن است در نگاه نخست چندان بزرگ به نظر نرسند، اما سرعت تغییر ساختار سنی کشور زنگ خطر اصلی است. صندوق جمعیت سازمان ملل متحد پیشبینی کرده است که تا سال ۲۰۵۰، سهم افراد بالای ۶۰ سال در ایران به ۲۷.۹ درصد برسد؛ یعنی بیش از یک نفر از هر چهار ایرانی. پیشتر در مطلب «یکپنجم جمعیت کشور تا سال ۲۰۵۰ بالای ۶۵ سال خواهند بود» ابعاد این تحول را بررسی کردهایم.
افزایش طول عمر، دستاورد مهم نظام سلامت و بهبود شرایط زندگی است. مسئله از جایی آغاز میشود که تعداد سالمندان سریعتر از ظرفیت بیمارستانها، بیمهها، نظام بازنشستگی، خدمات مراقبتی و شهرها افزایش یابد. در چنین وضعیتی، سالمندی جمعیت فقط یک موضوع جمعیتی نیست؛ به مسئلهای اقتصادی، اجتماعی و خانوادگی تبدیل میشود.
ایران چرا با چنین سرعتی سالمند میشود؟
سالمندی جمعیت حاصل همزمان دو روند است: مردم بیشتر عمر میکنند و تعداد تولدها کاهش یافته است. رضا سعیدی، رئیس مرکز جوانی جمعیت، سلامت خانواده و مدارس وزارت بهداشت، گفته است در سال ۱۴۰۴ حدود ۸۹۲ هزار تولد ثبت شد؛ رقمی که نسبت به سال قبل نزدیک به ۹ درصد کاهش داشت. تعداد ازدواجهای ثبتشده نیز از حدود ۴۷۰ هزار در سال ۱۴۰۳ به ۴۳۱ هزار مورد در سال ۱۴۰۴ رسید.
کاهش ازدواج و فرزندآوری، سهم نسلهای جوان را کوچکتر میکند؛ در مقابل، نسلهای پرجمعیت گذشته به سنین سالمندی نزدیک میشوند. نتیجه، تغییری سریع در نسبت جمعیت فعال به جمعیت سالمند است. برای شناخت ریشههای این روند میتوانید مطلب «کاهش فرزندآوری در ایران؛ چرا تعداد تولدها از ۲.۴ میلیون به ۸۹۲ هزار رسید؟» را بخوانید.
هشدار سالمندی جمعیت در پنج حوزه
پیامدهای سالمندی به افزایش تعداد تختهای بیمارستانی محدود نمیشود. مهمترین فشارها عبارتاند از:
- سلامت و درمان: بیماریهای مزمن، توانبخشی، مراقبت در منزل و پیگیری طولانیمدت، تقاضای بیشتری پیدا میکنند.
- مراقبت خانوادگی: خانوادههای کمفرزند، اعضای کمتری برای تقسیم مسئولیت مراقبت از والدین سالمند دارند و مراقبان خانوادگی نیز ممکن است دچار فرسودگی شوند.
- بازنشستگی و اقتصاد: کاهش نسبت شاغلان به بازنشستگان میتواند منابع صندوقهای بازنشستگی و بودجه عمومی را تحت فشار قرار دهد.
- شهر و مسکن: پیادهرو، حملونقل عمومی، خانه و خدمات دیجیتال باید برای افرادی با محدودیت حرکتی یا مهارتی قابلاستفاده باشند.
- نابرابری اجتماعی: سالمندان تنها، کمدرآمد، دارای معلولیت یا ساکن مناطق محروم بیش از دیگران در معرض محرومیت از درمان و حمایت قرار میگیرند.
این فشارها اکنون حتی در کشورهای دارای نظام رفاهی قوی دیده میشود. در گزارش «اروپا زیر فشار سالمندی؛ وقتی نظام مراقبت از نفس میافتد» پیامد کمبود نیروی مراقبتی و افزایش هزینه خدمات را بررسی کردهایم.
خانواده دیگر نمیتواند تنها تکیهگاه باشد
بخش بزرگی از مراقبت سالمندان در ایران همچنان بر دوش همسران و فرزندان است. اما کوچکشدن خانواده، مهاجرت فرزندان و اشتغال اعضای خانواده، ادامه این الگو را دشوارتر میکند. اگر خدمات مراقبت در منزل، مراکز روزانه، بیمه مراقبت طولانیمدت و آموزش مراقبان توسعه نیابد، خانوادهها با فشار مالی و روانی بیشتری روبهرو خواهند شد.
این مسئله برای زنان اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا هم سهم زنان در جمعیت سالمند بیشتر خواهد بود و هم بخش زیادی از مراقبت بدون دستمزد خانواده معمولاً بر عهده آنان قرار میگیرد. صندوق جمعیت سازمان ملل پیشبینی میکند ۵۲ درصد سالمندان ایران در سال ۲۰۵۰ زن باشند.
شهرهای امروز برای جمعیت فردا آماده نیستند
آمادگی برای سالمندی از بیمارستان آغاز نمیشود. سالمند باید بتواند از خانه خارج شود، با حملونقل عمومی جابهجا شود، به خدمات و اطلاعات دسترسی داشته باشد و ارتباط اجتماعی خود را حفظ کند. معابر ناهموار، نبود نیمکت و سرویس بهداشتی، ساختمانهای بدون آسانسور و دیجیتالیشدن کامل خدمات میتواند استقلال سالمندان را کاهش دهد.
در مقاله «شهر دوستدار سالمند؛ شهری برای همه نسلها» توضیح دادهایم که مناسبسازی شهر چگونه به حفظ استقلال و مشارکت اجتماعی سالمندان کمک میکند.
پاسخ به سالمندی فقط افزایش تولد نیست
حمایت از ازدواج و فرزندآوری میتواند بخشی از سیاست جمعیتی باشد، اما حتی اگر نرخ تولد از امروز افزایش یابد، متولدین جدید چند دهه بعد وارد بازار کار میشوند. بنابراین برنامهریزی برای سالمندی موجود را نمیتوان به نتیجه سیاستهای فرزندآوری موکول کرد.
کشور همزمان به دو مسیر نیاز دارد: کاهش موانع اقتصادی و اجتماعی تشکیل خانواده و آمادهسازی فوری زیرساختهای سالمندی. مهمترین اقدامات شامل توسعه مراقبت در منزل، تقویت پوشش بیمهای، تربیت نیروی تخصصی سالمندی، اصلاح نظام بازنشستگی، مناسبسازی شهرها و حمایت از مراقبان خانوادگی است.
هشدار اصلی این نیست که سالمندشدن جامعه ذاتاً بحرانی است. خطر واقعی، رسیدن موج سالمندی پیش از آمادهشدن نظام سلامت، رفاه، اقتصاد و شهرهاست. فرصت اقدام محدود است و هر سال تأخیر، هزینه سازگاری را برای سالمندان، خانوادهها و دولت بیشتر میکند.