در نسل ریشه، ارزیابی خطر سرطان پستان را بخشی مهم از سلامت زنان در میانسالی میدانیم؛ زیرا سرطان پستان یکی از اولویتهای امروز سلامت زنان است و بسیاری از تصمیمهای آگاهانه درباره شناخت خطر و برنامه پیگیری باید پیش از بروز علائم و پیش از سالمندی گرفته شوند.
براساس تازهترین برآوردهای GLOBOCAN ۲۰۲۴ وابسته به آژانس بینالمللی پژوهش درباره سرطان، حدود ۲۱ هزار و ۳۰۴ مورد جدید سرطان پستان در سال ۲۰۲۴ در ایران رخ داده است. سرطان پستان با سهم ۲۸٫۴ درصدی از موارد جدید سرطان در زنان، شایعترین سرطان زنان کشور برآورد شده است. این دادهها در ژوئیه ۲۰۲۶ منتشر شدهاند و مانند سایر آمارهای GLOBOCAN، برآوردهای جمعیتی هستند، نه شمارش قطعی پروندههای ثبتشده.
نسل ریشه پیشتر در گزارشی به روند افزایشی ابتلا به سرطان پستان در ایران پرداخته است. برای آشنایی کاملتر با عوامل خطر، علائم، روشهای تشخیص و درمان نیز میتوانید راهنمای جامع سرطان پستان در نسل ریشه را بخوانید.
همزمان، پژوهشهای جهانی نشان میدهند سرطان پستان را نباید فقط مسئله زنان سالمند دانست. حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد موارد بیماری در زنان زیر ۵۰ سال رخ میدهد و میزان بروز سرطان پستان در این گروه سنی طی سه دهه گذشته حدود ۴۰ درصد افزایش یافته است. این روند نشان میدهد ارزیابی خطر سرطان پستان پیش از ۵۰ سالگی میتواند بخشی مهم از برنامه سلامت زنان در میانسالی باشد.
پژوهش کمبریج درباره ارزیابی خطر سرطان پستان
مقالهای با عنوان «مسیر ارزیابی خطر سرطان پستان در انگلستان؛ تحلیل سیستمی چالشهای کنونی و راههای بهبود» در ششم ژانویه ۲۰۲۶ در مجله علمی British Journal of Cancer منتشر شد.
پژوهش را ماریا والاساکی از گروه سلامت عمومی و مراقبتهای اولیه دانشگاه کمبریج انجام داده و پژوهشگرانی از بخشهای مختلف دانشگاههای کمبریج و منچستر نیز در آن مشارکت داشتهاند. هدف گروه پژوهش، ترسیم مسیر ارزیابی و مدیریت خطر برای زنان زیر ۵۰ سال، شناسایی نابرابریهای موجود و بررسی آمادگی نظام سلامت برای اصلاح این مسیر بود.
این مطالعه در انگلستان انجام شده است و توصیه مستقیم بالینی برای زنان ایرانی محسوب نمیشود. بااینحال، پرسش اصلی آن محدود به یک کشور نیست: چگونه میتوان زنانی را که بیش از حد معمول در معرض ابتلا قرار دارند، پیش از بروز بیماری و بدون وابستگی به درآمد، محل زندگی یا میزان آگاهی قبلی شناسایی کرد؟
پژوهش چگونه انجام شد؟
پژوهشگران با ۲۹ متخصص سلامت و سیاستگذار در مناطق مختلف انگلستان مصاحبه کردند. شرکتکنندگان در مراحل گوناگون ارزیابی خطر، غربالگری و مدیریت سرطان پستان تجربه داشتند؛ از پزشکان مراقبتهای اولیه و جراحان پستان تا رادیولوژیستها، متخصصان ژنتیک، پرستاران کلینیکهای سابقه خانوادگی و اعضای نهادهای سیاستگذار.
مصاحبههای نیمهساختاریافته از نوامبر ۲۰۲۴ تا ژانویه ۲۰۲۵ انجام شد. سپس ۲۴ نفر از شرکتکنندگان به پرسشنامه تکمیلی پاسخ دادند تا یافتههای مصاحبهها بررسی و تقویت شود.
نتایج در دو محور اصلی خلاصه شد: نخست، گسستگی و نابرابری در مسیر فعلی؛ دوم، نیاز به اصلاحات سیستمی برای ایجاد یک مسیر استاندارد، پیشفعال و عادلانهتر.
مسیری که بیش از اندازه به پیگیری خود زنان وابسته است
براساس یافتههای پژوهش، مسیر کنونی ارزیابی خطر در انگلستان تا حد زیادی به این وابسته است که خود زنان درباره سابقه خانوادگی یا احتمال ابتلا نگران شوند و موضوع را با پزشک مطرح کنند.
این روش بهطور طبیعی به سود زنانی است که اطلاعات بیشتری دارند، زبان نظام سلامت را بهتر میشناسند یا میتوانند خواسته خود را با سهولت بیشتری پیگیری کنند. در مقابل، زنان کمبرخوردار، بعضی اقلیتهای قومی و کسانی که با موانع زبانی روبهرو هستند، احتمال بیشتری دارد که از این مسیر کنار بمانند.
شرکتکنندگان مسیر موجود را «تکهتکه»، «فرصتمحور» و وابسته به محل زندگی توصیف کردند. در بعضی موارد، دو زن با سطح خطر مشابه ممکن است فقط بهدلیل زندگی در دو منطقه متفاوت، به خدمات و برنامههای پیگیری یکسان دسترسی نداشته باشند.
تفاوت در آگاهی پزشکان، منابع منطقهای، ظرفیت کلینیکها، معیارهای سنی و شیوه ارائه خدمات نیز این نابرابری را تشدید میکند.
ارزیابی خطر سرطان پستان پیش از ۵۰ سالگی چه اهمیتی دارد؟
متخصصان شرکتکننده بر ضرورت حرکت از یک نظام واکنشی به مسیری پیشفعال تأکید داشتند؛ مسیری که منتظر نگرانی یا مراجعه خود زن نماند و بتواند افراد دارای خطر متوسط یا بالا را زودتر شناسایی کند.
درباره بهترین زمان یا روش دعوت زنان توافق کاملی وجود نداشت، اما همه شرکتکنندگان معتقد بودند ارزیابی خطر باید در ۴۰ سالگی یا پیش از آن ارائه شود. چکاپهای عمومی سلامت، مراجعه به مراکز تخصصی پستان و همکاری با گروههای محلی از مسیرهای پیشنهادی بودند.
پژوهشگران تأکید کردند نمیتوان فقط به یک روش دعوت متکی بود. برای مثال، دعوت دیجیتال ممکن است برای گروهی مناسب باشد، اما زنانی را که دسترسی یا مهارت دیجیتال کافی ندارند کنار بگذارد. مراجعه حضوری نیز ممکن است برای کسانی که با محدودیت زمانی، مالی یا جغرافیایی روبهرو هستند دشوار باشد.
ابزارهای دیجیتال ضروریاند؛ اما بهتنهایی کافی نیستند
یکی از محورهای اصلی پژوهش، نیاز به ابزارهای دیجیتال استاندارد و انعطافپذیر بود. یک مرکز ملی ارزیابی آنلاین میتواند جمعآوری اطلاعات سابقه خانوادگی و سایر عوامل خطر را آسانتر کند، ابزارهای بهروز را در اختیار زنان قرار دهد و وابستگی فرایند به وقت محدود پزشکان را کاهش دهد.
بااینحال، دیجیتالیشدن نباید به نابرابری تازهای منجر شود. ابزارهای ارزیابی خطر باید ساده، کاربرمحور و متناسب با نیاز گروههای مختلف طراحی شوند. در کنار نسخه آنلاین، پشتیبانی تلفنی، نسخه کاغذی، امکان دریافت راهنمایی و روشهای ارتباطی متفاوت نیز ضروری است.
درس مهم این بخش برای هر نظام سلامت آن است که فناوری فقط ابزار آغاز مسیر است. نتیجه ارزیابی باید به مشاوره قابلفهم، ارجاع مناسب و امکان پیگیری منتهی شود؛ در غیر این صورت، دانستن یک عدد یا سطح خطر بهتنهایی ارزش عملی محدودی خواهد داشت.
چه کسی باید مسئول ارزیابی و پیگیری باشد؟
شرکتکنندگان، مراقبتهای اولیه را برای انجام ارزیابی مقدماتی و ارجاع مناسب میدانستند، اما کمبود وقت، نیروی انسانی و مهارت تخصصی را مانع واگذاری کامل مسئولیت به این بخش معرفی کردند.
پیشنهاد غالب این بود که مراقبت از زنان براساس سطح خطر تقسیم شود. مراکز مراقبت اولیه میتوانند نقش آغازگر داشته باشند؛ زنان دارای خطر متوسط در کلینیکهای تخصصی مدیریت شوند و مراقبت از زنان پرخطر میان کلینیکهای تخصصی و خدمات ژنتیک تقسیم شود.
پژوهش همچنین از نبود مسئولیت روشن برای مشاوره، تجویز و پیگیری داروهای پیشگیرانه خبر میدهد. موفقیت مسیر جدید به تعیین دقیق وظایف، آموزش کارکنان، ارتباط میان بخشهای مختلف و تأمین بودجه پایدار وابسته است.
ده پیشنهاد برای ساختن مسیری عادلانهتر
یافتههای مطالعه در شش حوزه اصلی اصلاحات سیستمی دستهبندی شد و نویسندگان براساس آنها ده پیشنهاد مشخص ارائه کردند:
- ایجاد مسیر استاندارد ملی برای ارزیابی خطر؛
- واردکردن غربالگری تکمیلی زنان دارای خطر بالاتر در برنامه ملی؛
- ایجاد سامانه ثبت ملی برای فراخوان، پیگیری و ثبت نتایج؛
- توسعه ابزارهای دیجیتال همراه با روشهای غیردیجیتال؛
- حرکت از مراجعه داوطلبانه به ارزیابی پیشفعال؛
- استفاده از چند موقعیت مختلف برای دعوت زنان؛
- تقسیم مسئولیتها براساس سطح خطر؛
- طراحی مسیر روشن برای مشاوره و داروهای پیشگیرانه؛
- تأمین بودجه و ظرفیت اجرایی؛
- آموزش پزشکان و کارکنان در زمینه ارزیابی خطر سرطان پستان.
این پیشنهادها نشان میدهند ارزیابی خطر یک پرسشنامه یا محاسبه منفرد نیست؛ بلکه بخشی از مسیری است که باید به مشاوره، غربالگری متناسب با سن و سطح خطر و پیگیری تخصصی منتهی شود.
ارزیابی خطر جای ماموگرافی را نمیگیرد
محاسبه خطر ابتلا به سرطان پستان با غربالگری و تشخیص بیماری یکسان نیست. ارزیابی خطر، احتمال ابتلای یک زن در آینده را براساس مجموعهای از عوامل برآورد میکند. غربالگری برای شناسایی زودهنگام بیماری در زنان بدون علامت انجام میشود و تشخیص، وجود یا نبود بیماری را مشخص میکند.
نتیجه ارزیابی میتواند به تصمیمگیری آگاهانهتر درباره زمان آغاز غربالگری، فاصله بررسیها یا نیاز به مشاوره تخصصی کمک کند؛ اما جای ماموگرافی، معاینه پزشک یا بررسی علائم مشکوک را نمیگیرد. در مطلب دیگری از نسل ریشه توضیح دادهایم که ماموگرافی را از چه سنی باید آغاز کرد و چرا توصیهها ممکن است با توجه به شرایط هر زن متفاوت باشند.
زنانی که توده، تغییر پوست یا نوک پستان، ترشح غیرعادی یا تغییر تازه دیگری را مشاهده میکنند، نباید منتظر نتیجه محاسبه خطر یا نوبت غربالگری بمانند و لازم است برای ارزیابی پزشکی مراجعه کنند.
این پژوهش چه پیامی برای سلامت زنان در میانسالی دارد؟
نتایج پژوهش کمبریج نشان میدهد توجه به سرطان پستان نباید از زمان مشاهده نشانهها یا رسیدن به سن غربالگری عمومی آغاز شود. میانسالی دورهای است که شناخت سابقه خانوادگی، عوامل فردی و سطح خطر میتواند به برنامهریزی آگاهانهتر برای سالهای بعد کمک کند.
برای نسل ریشه، این موضوع بخشی از نگاه گستردهتر به سلامت زنان است: آگاهی باید پیش از بیماری شکل بگیرد و پس از ارزیابی نیز به یک مسیر روشن، قابلفهم و عادلانه برای مشاوره و پیگیری منتهی شود.
افزایش آگاهی درباره سرطان پستان فقط به مرحله پیش از ابتلا محدود نیست. شناخت تحولات درمانی پس از تشخیص نیز اهمیت دارد؛ برای نمونه، پژوهشی تازه بررسی کرده است که چگونه ممکن است برخی بیماران سرطان پستان از یک جراحی تهاجمی و عوارض طولانیمدت آن در امان بمانند.