تاریخ انتشار:

۱۴۰۴-۰۹-۲۶

نویسنده:

تیم تحریریه

مهاجرت فرزند و سلامت روان والدین بالای ۵۰ سال؛ چگونه با دوری سازگار شویم؟

20

زمان مطالعه:

8

دقیقه

مهاجرت فرزند و سلامت روان والدین بالای ۵۰ سال چه ارتباطی دارند؟ پژوهش‌ها، عوامل مؤثر و راه‌های حفظ ارتباط و سازگاری با دوری را بخوانید.

سرفصل های نوشته

ژاکلین تورس، پژوهشگر دانشگاه کالیفرنیا سان‌فرانسیسکو، در مطالعه‌ای طولی ارتباط میان مهاجرت فرزند و سلامت روان والدین بالای ۵۰ سال را بررسی کرد. این پژوهش که بیش از ۱۱ هزار بزرگسال بالای ۵۰ سال را دربر می‌گرفت، نشان داد مهاجرت فرزند لزوماً برای همه والدین پیامد روانی یکسانی ندارد؛ اما فاصله طولانی، کوچک‌بودن خانواده و کاهش حمایت روزمره می‌تواند بعضی والدین را آسیب‌پذیرتر کند.

مهاجرت فرزند فقط به معنای خالی‌شدن یک اتاق نیست. برای برخی والدین بالای ۵۰ سال، این اتفاق با تغییر برنامه روزانه، کاهش دیدارهای خانوادگی، نگرانی درباره آینده فرزند و تردید درباره امکان مراقبت در سال‌های سالمندی همراه می‌شود.

این تجربه با «آشیانه خالی» ارتباط دارد، اما دقیقاً معادل آن نیست. در مقاله «سندرم آشیانه خالی؛ تغییر زندگی والدین در میانسالی و پس از ۵۰سالگی» تعریف این دوره و یافته‌های روان‌شناسی درباره آن بررسی شده است. در این مطلب، تمرکز ما مشخصاً بر مهاجرت فرزند و سلامت روان والدینی است که در ایران می‌مانند.

چرا مهاجرت فرزند با مستقل‌شدن معمولی تفاوت دارد؟

وقتی فرزند در همان شهر یا کشور زندگی مستقلی آغاز می‌کند، امکان دیدار، کمک در موقعیت‌های ضروری و حضور در مناسبت‌های خانوادگی همچنان وجود دارد. مهاجرت بین‌المللی این دسترسی را دشوارتر و گاهی نامطمئن می‌کند.

والد ممکن است نداند دیدار بعدی چه زمانی خواهد بود یا در صورت بیماری و نیاز به کمک، فرزند تا چه اندازه می‌تواند حضور داشته باشد. اختلاف ساعت، هزینه سفر، محدودیت‌های اقامتی و شرایط اقتصادی نیز فاصله عاطفی و عملی را پیچیده‌تر می‌کنند.

به همین دلیل، مهاجرت فرزند می‌تواند هم‌زمان دو احساس متفاوت ایجاد کند: افتخار و امید به آینده فرزند از یک سو و دلتنگی، نگرانی یا احساس ازدست‌رفتن بخشی از زندگی خانوادگی از سوی دیگر. وجود این احساس‌های متناقض نشانه ناسپاسی یا ضعف والدین نیست.

مهاجرت فرزند و سلامت روان والدین؛ پژوهش‌ها چه می‌گویند؟

یک پژوهش به سرپرستی دینش کومار تاپا که مطالعات مربوط به مهاجرت فرزندان بزرگسال را بررسی کرده است، نشان می‌دهد والدین مسنِ باقی‌مانده در کشور مبدأ در بعضی پژوهش‌ها مشکلات روانی بیشتری از والدینی گزارش کرده‌اند که فرزندانشان مهاجرت نکرده‌اند.

بااین‌حال، نتایج همه کشورها و خانواده‌ها یکسان نیست. مطالعه طولی ژاکلین تورس و همکاران روی ۱۱ هزار و ۸۰۶ فرد بالای ۵۰ سال در مکزیک نشان داد اثر مهاجرت به جنسیت والد، تعداد فرزندان، مقصد مهاجرت و شبکه حمایتی خانواده بستگی دارد.

در این مطالعه، ارتباط منفی در کل نمونه یکسان و فراگیر نبود؛ اما در برخی زنان و مردانی که سه فرزند یا کمتر داشتند، داشتن فرزند مهاجر در خارج از کشور با نشانه‌های بیشتر افسردگی ارتباط داشت. این یافته نشان می‌دهد کوچک‌شدن خانواده می‌تواند اهمیت حضور هر فرزند را بیشتر کند.

پژوهشی دیگر با استفاده از اطلاعات ۱۹ هزار و ۴۰۱ فرد بالای ۶۰ سال در هند نیز نشان داد مسئله فقط مهاجرت نیست؛ وضعیت زندگی والدین و حضور یا نبود فرزندان در خانه نیز اهمیت دارد. این مطالعات مشاهده‌ای هستند و به‌تنهایی ثابت نمی‌کنند مهاجرت علت مستقیم مشکلات روانی است.

مهاجرت فرزند کدام بخش‌های زندگی والدین را تغییر می‌دهد؟

نخستین تغییر معمولاً در ارتباط‌های روزمره دیده می‌شود. گفت‌وگوهای کوتاه، دیدارهای بدون برنامه، همراهی برای مراجعه پزشکی و حضور در مناسبت‌های خانوادگی کمتر می‌شود. تماس تصویری می‌تواند بخشی از این فاصله را جبران کند، اما همیشه جای حضور فیزیکی را نمی‌گیرد.

تغییر دوم به آینده مربوط است. بعضی والدین پس از ۵۰سالگی درباره سال‌های بازنشستگی، بیماری یا نیاز احتمالی به مراقبت فکر می‌کنند. مهاجرت فرزند ممکن است این پرسش را پررنگ‌تر کند که «اگر به کمک نیاز داشته باشیم، چه کسی کنار ما خواهد بود؟»

تغییر سوم ممکن است در هویت والد رخ دهد. پدر یا مادری که بخش مهمی از برنامه و روابطش پیرامون فرزند شکل گرفته، پس از مهاجرت او با زمان آزاد و سکوت بیشتری روبه‌رو می‌شود. اگر هم‌زمان بازنشستگی یا کاهش ارتباط‌های اجتماعی نیز رخ دهد، سازگاری دشوارتر خواهد شد.

آیا تماس بیشتر همیشه حال والدین را بهتر می‌کند؟

ارتباط منظم معمولاً به حفظ پیوند خانوادگی کمک می‌کند، اما تعداد تماس به‌تنهایی تعیین‌کننده نیست. تماسی که فقط به پرسش‌های نگران‌کننده، گزارش مشکلات یا کنترل جزئیات زندگی فرزند محدود شود، ممکن است اضطراب هر دو طرف را افزایش دهد.

بهتر است والد و فرزند درباره زمان، شیوه و انتظار خود از تماس‌ها گفت‌وگو کنند. تماس منظم و قابل پیش‌بینی می‌تواند از انتظار و نگرانی مداوم کم کند؛ درعین‌حال باید انعطاف لازم برای تغییر برنامه‌ها وجود داشته باشد.

ارتباط از راه دور زمانی غنی‌تر می‌شود که فقط درباره مشکلات نباشد. مشارکت در تصمیم‌های خانوادگی، دیدن بخش‌هایی از زندگی روزمره یکدیگر، گفت‌وگو با نوه‌ها و برنامه‌ریزی واقع‌بینانه برای دیدار می‌تواند احساس تداوم رابطه را حفظ کند.

والدین چگونه می‌توانند پس از مهاجرت فرزند از سلامت روان خود مراقبت کنند؟

مراقبت از سلامت روان به معنای فراموش‌کردن فرزند یا کاهش دلبستگی نیست. هدف این است که رابطه با فرزند در کنار بخش‌های دیگر زندگی قرار بگیرد و تنها منبع معنا، ارتباط و فعالیت روزانه نباشد.

چند اقدام می‌تواند به سازگاری کمک کند:

  • برای تماس با فرزند برنامه‌ای منظم اما منعطف تعیین کنید.
  • همه زمان روزانه را صرف انتظار برای پیام یا پیگیری خبرهای محل زندگی فرزند نکنید.
  • روابط با دوستان، خویشاوندان و همسایگان را فعال نگه دارید.
  • فعالیتی ثابت مانند ورزش، آموزش، هنر یا کار داوطلبانه در برنامه هفتگی داشته باشید.
  • درباره نیازهای آینده، مراقبت پزشکی و شرایط اضطراری از قبل گفت‌وگو کنید.
  • استفاده از تماس تصویری و ابزارهای دیجیتال را یاد بگیرید، اما ارتباط حضوری محلی را کنار نگذارید.
  • احساس‌های خود را بدون سرزنش‌کردن فرزند یا پنهان‌کردن کامل دلتنگی بیان کنید.

سازمان جهانی بهداشت گزارش می‌دهد حدود ۱۱٫۸ درصد افراد مسن تنهایی را تجربه می‌کنند و نزدیک به یک‌چهارم آنان از نظر اجتماعی منزوی‌اند. بنابراین، حفظ شبکه ارتباطی محلی پس از مهاجرت فرزند فقط یک سرگرمی نیست؛ بخشی از مراقبت از سلامت روان است.

نسل ریشه در مطلب «چرا میانسالان بیش از گذشته احساس تنهایی می‌کنند؟» عوامل فردی و اجتماعی این تجربه را دقیق‌تر بررسی کرده است.

فرزندان مهاجر چگونه می‌توانند از والدین حمایت کنند؟

حمایت فقط به کمک مالی یا تماس روزانه محدود نمی‌شود. فرزند مهاجر می‌تواند والدین را در تصمیم‌های زندگی خود شریک کند، زمان تماس را قابل پیش‌بینی نگه دارد و برای وضعیت‌های پزشکی یا ضروری برنامه‌ای عملی داشته باشد.

شناخت افراد قابل‌اعتماد نزدیک به والدین نیز اهمیت دارد. خویشاوندان، دوستان، همسایگان یا مراکز خدماتی می‌توانند در مواقع ضروری بخشی از شبکه حمایت باشند. این شبکه نباید بدون اطلاع و رضایت والد شکل بگیرد یا استقلال او را محدود کند.

فرزندان نیز ممکن است به دلیل دوری، احساس نگرانی یا عذاب وجدان داشته باشند. رابطه سالم زمانی شکل می‌گیرد که مهاجرت نه به‌عنوان رهاکردن والدین و نه به‌عنوان بدهکاری دائمی فرزند تعریف شود؛ بلکه خانواده برای حفظ ارتباط و تقسیم مسئولیت‌ها به توافقی واقع‌بینانه برسد.

چه زمانی دریافت کمک تخصصی مناسب است؟

دلتنگی پس از مهاجرت فرزند طبیعی است و لزوماً به معنای وجود اختلال روانی نیست. اما اگر تغییرات خلقی، اضطراب، بی‌انگیزگی، اختلال خواب یا کناره‌گیری اجتماعی چند هفته ادامه پیدا کند و زندگی روزمره را مختل سازد، گفت‌وگو با روان‌شناس می‌تواند کمک‌کننده باشد.

این نشانه‌ها نباید صرفاً به افزایش سن یا دوری فرزند نسبت داده شوند. ارزیابی تخصصی کمک می‌کند عوامل دیگری مانند وضعیت جسمانی، مصرف دارو، بازنشستگی، تنهایی یا افسردگی نیز بررسی شوند. راهنمای جامع «سلامت روان بعد از ۵۰سالگی» نشانه‌های مهم و زمان مناسب مراجعه به متخصص را توضیح می‌دهد.

فاصله جغرافیایی نباید به قطع پیوند تبدیل شود

مهاجرت فرزند می‌تواند خانواده را با شکل تازه‌ای از رابطه روبه‌رو کند. برخی والدین این دوره را دشوار تجربه می‌کنند و برخی دیگر، پس از مدتی، تعادل تازه‌ای میان ارتباط با فرزند و زندگی مستقل خود می‌سازند.

پژوهش‌ها نشان نمی‌دهند که مهاجرت فرزند الزاماً سلامت روان همه والدین را تضعیف می‌کند. آنچه اهمیت دارد کیفیت رابطه، شبکه حمایتی، تعداد فرزندان، وضعیت جسمانی و اجتماعی والدین و امکان دریافت حمایت عملی است.

هدف، جایگزین‌کردن فرزند با فعالیتی دیگر نیست. هدف این است که والدین بالای ۵۰ سال در کنار حفظ پیوند عاطفی با فرزند مهاجر، روابط، علایق، استقلال و معنای زندگی خود را نیز حفظ کنند.

نسل ریشه را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:

مطالب مرتبط:

گفت‌وگو ودیدگاه ها:

اشتراک در دیدگاه‌ها
به من اطلاع بده از:
guest
0 دیدگاه
قدیمی‌ترین
جدیدترین بیشترین رأی